تقسيم دوّم : ترادف و تباين
تقسيم دوّم از تقسيمات سهگانه مباحث الفاظ ، پيرامون ترادف و تباين است .
بطور كلّى هرگاه دو يا چند لفظ را به اعتبار معناى آنها با يكديگر مقايسه كنيم از دو حال خارج نيستند ( حصر عقلى است و شق ثالث ندارد ) .
1 . تمامى آن الفاظ متعدد داراى يك معنا هستند و براى همان معنا وضع شدهاند و يك موضوعله بيشتر ندارند و بالجمله الفاظ متكثر و متعددند ولى معنا واحد است و همه بر آن يك معنا دلالت دارند و بقول شاعر :
عباراتنا شتى و حسنك واحد * و كل الى ذاك الجمال يشير
اين گونه الفاظ را در اصطلاح دانشمندان ، الفاظ مترادفه نامند و معناى لغوى كلمه ترادف همرديف بودن است . هنگامى كه دو نفر پشتسرهم بر يك مركب سوار مىشوند مترادفان گفته مىشود يا كسى كه خود و زن و بچهاش پشتسرهم سوار بر موتورسيكلت مىشوند مترادفات هستند .
گويا اين الفاظ هم راكبهايى هستند كه بر مركب معنا سوارند و يكى پس از ديگرى بر آن وارد مىشوند لذا الفاظ مترادفه نام دارند .
و بقول قطب الدين :
اخذا من الترادف الّذي هو ركوب احد خلف آخر كانّ المعنى مركوب و اللفظان الدالان راكبان عليه فيكونان مترادفين . « 1 »
مثال : در هر لغتى الفاظ مترادفه فراوان به چشم مىخورد و اگر هركس فرهنگ لغات مختلف دنيا را بررسى كند مترادفات فراوان مىيابد . كتاب مورد بحث يعنى « المنطق » به عربى نگاشته شده لذا مثالهايى از لغت عرب مىآوريم :
الف : اسد - سبع - ليث - غضنفر همهء اينها بر حيوان مفترس دلالت دارند ( نكته :
كلمه سبع در لغت به معناى مطلق درنده است اگرچه اسد ، مصداق كامل سبع است ولى منحصر به او نيست لذا او را از الفاظ اين معنى ذكر كردن قابل خدشه است مگر اينكه در عرف عربها منقول شده بهخصوص حيوان مفترس مثل دابّه نسبت به چهارپايان يا فرس و الّامثال مخدوش است از ناحيه لفظ سبع ) .
هامش
( 1 ) . ( 1 ) شرح شمسيه ص 30