تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خارج اصول (فارسى) — صفحة 90

مساهمون:

ص٩٠
2 - مرحوم آقاى خوئى در پاسخ ميرزاى نائينى فرموده‌اند : وضع همواره پيش از استعمال است چه بر مبناى تعهّد و چه اعتبار ربط ، زيرا وضع امر نفسانى و در افق نفس است كه شخص واضع در دلش تعهّد و بناگذارى دارد يا انشاء و اعتبار ربط مىكند كه امرى نفسانى و قائم به نفس معتبر است و لفظ وضعت و جعلت . . . خودش انشاء وضع نيست بلكه اخبار و حكايت است و كاشف از وضع و از افق نفس بيرون است و همان است كه گوينده‌اى به زبان مىآورد و لفظ را در معنايى به كار مىبرد . حال كه اختلاف مرتبه درست شد مىگوئيم : لحاظ استقلالى مربوط به مرتبهء وضع است و لحاظ آلى مربوط به مرتبهء استعمال است و هرگز اجتماع دو لحاظ آلى و استقلالى در شيئى واحد فى مرتبة واحده نيست تا محال و ممتنع باشد . پس هم وضع است و هم استعمال و محذورى ندارد . « 1 » نقد اين پاسخ : اين جواب نيز به دو دليل ناتمام است : الف : شما از مفروض بحث خارج شديد زيرا فرض بحث ما اين‌جا است كه به خود اين استعمال وضع درست شود ( يا اين استعمال عين وضع و خود آن است و يا مستلزم وضع و سبب آن است . ) و اينكه شما فرض كرديد كه وضع قبل از استعمال در افق نفس مستعمل بوده از بحث ما بيرون است . ب : ما اصل مبناى شما را قبول نداريم كه حقيقت وضع قائم به نفس واضع و در افق نفس باشد بلكه حقيقت وضع انشاء به لفظ است و همان است كه واضع مىگويد : « جعلت هذا اللفظ لهذا المعنى » و با اين گفتن جعل درست مىشود و متبادر از اين سخن انشاء است نه اخبار ، و اگر اين شد كماكان اشكال ميرزا باقى است . 3 - اصولا بر مبناى مشهور در باب استعمال اين مشكل پيش مىآيد ، توضيح اين‌كه مشهور مىگويند : استعمال عبارت است از فانى كردن لفظ در معنى به
هامش
( 1 ) . محاضرات ج 1 ص 127 .