تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خارج اصول (فارسى) — صفحة 88

مساهمون:

ص٨٨
سخن ميرزاى نائينى چنين فرموده : آنكه ملحوظ استقلالى است در مقام وضع طبيعت لفظ و معنى است ( يعنى واضع در مقام وضع ، كلّى و طبيعى لفظ علي را در نظر مىگيرد و منظور از طبيعى يعنى لفظ على از هرمتكلّمى كه در عالم صادر شود و تا قيامت بخواهد آن حقيقت بزرگ تاريخ را نام ببرد و تنها شخص لفظ على صادر در مقام وضع كه منظور نيست . ) و آنكه ملحوظ آلى است در مرحلهء استعمال شخص لفظ است ( يعنى همين كلمهء على كه از زبان اين متكلّم صادر مىشود و مىگويد : ضرب علّى ، يا آن شخص على كه از زبان آن ديگرى صادر مىشود و مىگويد : نصر علّى . . . ) و واضح است كه طبيعى غير از شخص است آنگاه هرگز دو لحاظ استقلالى و آلى در شيئى واحد ( لفظ على ) جمع نشده تا ميرزاى نائينى اشكال كرده و بفرمايد : چنين اجتماعى محال و مستلزم تناقض است . نقد اين پاسخ : به جواب آقا ضياء از ميرزاى نائينى ، اشكالهايى وارد شده كه دو اشكال از مرحوم امام خمينى است « 4 » و چون مبتنى بر مباحثى است كه بعدها در باب استعمال تحت عنوان اطلاق اللفظ و اراده مثله و صنفه و نوعه و شخصه مطرح بايد بشود در اين‌جا از ذكر آن دو صرف‌نظر ميكنيم . ولى اشكالى كه جمعى از بزرگان به مرحوم آقا ضياء دارند اين است كه : كبرى كلّى صحيح است كه همواره در مقام وضع طبيعى لفظ و معنى لحاظ مىشود و در مقام استعمال شخص لفظ و معنى ولى تطبيق آن بر مورد بحث ما ( وضع استعمالى ) صحيح نيست زيرا در اين‌جا وجدانا غير از شخص لفظ على كه از متكلم صادر شده و در معناى خودش كه آن نوزاد باشد استعمال شده لفظ ديگرى نيست تا سخن از طبيعى و تعلّق لحاظ استقلالى به آن باشد « 5 » ( به ديگر سخن گاهى شخصى فقط در مقام وضع است و مىگويد : لفظ على را
هامش
. نهاية الافكار ج 1 و 2 ، ص 86 . ( 4 ) . تنقيح الاصول ج 1 ص 93 . ( 5 ) . تنقيح الاصول ج 1 ص 93 ، منتهى الاصول ج 1 ص 47 ، و . . .