و چنين چيزى هم در مقام اخبار امرى معقول و متداول است ( كه كسى فرزندش را قبلا نامگذارى نموده و حالا فردى از او اسم فرزندش را مىپرسد يا مىدانيم كه دوست دارد از نام فرزند مطلع شود ، در اينجا پدر گاهى مستقيما خبر از نام فرزند مىدهد و گاهى مىگويد : « يا على بيا » و قصدش واقعا آمدن على است و لفظ را در معنى استعمال كرده و با او كارى دارد ولى ضمنا به سؤالكننده فهمانيد كه نام فرزندش را على گذاشته ، اين را عرفا با يك تير دو نشان زدن مىگويند . ) و هم در مقام انشاء متداول است كه با همين استعمال نخستين ، بالملازمه انشاء وضع كرده و ضمنا مىفهماند كه نام كودك را على گذاشت و به اعتقاد ما چنين وضعى محذورى ندارد و كاملا معقول است .
3 - وقوع خارجى : آيا وضع استعمالى مثال عينى و نمونهء خارجى هم دارد ؟ يا مجرّد فرض است ؟
مرحوم آخوند كه بنيانگذار وضع استعمالى است در بحث حقيقت شرعيّه در كفايه « 1 » فرموده : وضع الفاظ شرعيّه ( صوم ، صلوة ، حج و . . . ) براى معانى جديدشان در لسان پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله از اين قبيل بوده است و اگر كسى ادّعاى قطع و جزم نمايد بيراهه نرفته است سپس يك دليل و يك مؤيّد هم آورده است كه به اعتقاد ما هم دليل ايشان و هم مؤيّد ايشان قابلمناقشه است و در باب حقيقت شرعيّه خواهيم آورد . ولى مثال بهتر و غيرقابلمناقشه وضع اعلام شخصيّه و اسماء صناعات و مخترعات است كه در موارد فراوانى به طرز وضع استعمالى صورت مىگيرد ، و نيز وضع اصطلاحات جديدتر در علوم گوناگون كه بيشتر به اين طريق انجام مىپذيرد و نمونهاش واژهء حكومت است كه شيخ اعظم در اصول مطرح ساخته و معروف است كه مرحوم ميرزاى رشتى در مسألهاى فقهى از شيخ اعظم سؤال كرد چرا فلان دليل بر فلان دليل ديگر مقدم است ؟ شيخ فرمود : اين از باب حكومت است و با اين
هامش
( 1 ) . كفاية الاصول ج 1 ص 32 - 33 .