ناصواب باشد آنگاه چگونه با اين استعمال وضع درست مىشود ؟ ! « 1 »
پاسخها : از اين اشكال در مجموع سه پاسخ داده شده :
1 - خود مرحوم آخوند در جواب فرمودهاند : مىپذيريم كه اين اوّلين استعمال نه حقيقت است و نه مجاز به همان بيان كه معترض گفت ولى به نظر ما هيچ اشكالى ندارد زيرا نه برهان عقلى داريم و نه دليل نقلى و تعبّدى داريم مبنى بر اينكه حتما استعمال يا حقيقت باشد يا مجاز ، قبلا هم در مقدّمهء سوّم از مقدّمات كفاية گفتيم كه صحّت و حسن استعمال تابع استحسان طبع و پسند ذوق سليم است و اگر استعمال مطبوع و دلپذير بود محكوم به صحّت است ، نامش را حقيقت يا مجاز بگذاريم يا نگذاريم و نمونههاى آن را قبلا در مقدّمهء چهارم كفايه آورديم كه استعمال لفظ و ارادهء مثل يا صنف يا نوع باشد .
و چون استعمال مذكور در مورد بحث ما صحيح است و شنوندگان آن را مىپذيرند و كسى مشمئز و ناراحت نمىشود پس صحيح است و به خود اين استعمال درست مىشود و استعمالهاى بعدى تماما حقيقت است ولى اوّلين استعمال حقيقت يا مجاز نيست و هيچ محذورى هم ندارد . « 2 »
2 . مرحوم آقائى خوئى در پاسخ اشكال فرمودهاند : على جميع المبانى در باب وضع ، اين استعمال هم حقيقت است زيرا بر مبناى خود ايشان كه وضع را تعهّد و التزام نفسانى دانستند ، قبل از اينكه پدر زيد آن جمله را به زبان آورد و بگويد :
« ناولنى ولدى عليّا » در نفس خويش ملتزم و متعهّد شده كه از اين پس هرگاه در صدد افهام اين معنى برآمد از آن لفظ استفاده كند پس وضع سابقا در نفس پدر صورت گرفته و به دنبال آن مىگويد : « أعطنى ولدى عليّا » و آن تعهّد و بناى قلبى را ابراز مىكند ، پس حقيقت است و بر مبناى ديگران هم كه وضع را امرى حقيقى و نفسانى نمىدانند و از مقولهء اعتبار مىدانند باز وضع ، اعتبار ربط ميان طبيعى لفظ و طبيعى
هامش
( 1 ) . كفاية الاصول ، ج 1 ، ص 32 .
( 2 ) . كفاية الاصول ج 1 ص 42 .