منسوب به شرع ، در مقابل عرف و لغت ، و حقيقت شرعيّه يعنى حقيقت شدن از شرع سرچشمه گرفته نه از لغت و غيره ، و مسلمانان هم اگر استعمال كنند شرعيّه و مستند به شرع است چون به پيروى از شارع چنين كردهاند نه مستقلا ، با توجّه به اين بحث مىگوئيم :
اوّلا قبول نداريم كه شرط حقيقت شرعيّه اين باشد كه در لسان خود شارع باشد ، بلكه در استعمالات مجموع مسلمانان و پيامبر هم كه باشد كافى است و خود معترض هم حقيقت شدن در مجموع را پذيرفت .
ثانيا بر فرض كه چنين شرطى باشد مىگوئيم : قبول نداريم كه در استعمالات خود شارع حقيقت نشده باشد يا مشكوك باشد ، بلكه دستكم دربارهء الفاظ كثير الاستعمال حتما در لسان خود شارع حقيقت شده به بيانى كه در پاسخ اشكال سوّم گذشت .
6 - شرط وضع تعيّنى آن است كه مدت طولانى بگذرد و بيست و سه سال كافى نيست .
پاسخ اين شبهه پرواضح است زيرا بيست و سه سال مدّت كوتاهى نيست ، نزديك به ربع قرن است و اگر كسى اين مدت را اندك بداند بايد در عقل او شك كرد ، و بلكه دو سال و پنج سال هم كافى است براى حقيقت شدن تا چه رسد به بيست و سه سال زمان بعثت رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم .
7 - به عقيدهء ما مهمترين اشكال وضع تعيّنى آن است كه : شرط مهم و اساسى وضع تعيّنى احراز اين مطلب مىباشد كه روز اوّل و دوّم و دهم و صدم لفظ در معناى جديد به كمك قرينه استعمال مىشود و تدريجا روزى برسد كه اذهان كاملا با معناى جديد مأنوس شوند و به درجهء حقيقت شدن برسد . و اين شرط در مورد ماهيّات اختراعى شارع مقدّس احراز نشده زيرا راه حقيقت شدن منحصر به وضع تعيّنى نيست راه بهترى هم هست كه راه وضع استعمالى باشد و شايد از روز اوّل
خارج اصول (فارسى) — صفحة 437
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٤٣٧