معمول و متداول است كه وقتى واژههاى مهمّى از زبان رئيس قوم و ذى نفوذ در آنان صادر شد و از آنها معناى خاصى اراده شد طولى نمىكشد كه اين به صورت يك فرهنگ درمىآيد و مردمان آن سامان از اين الفاظ همان معانى تازه را مىفهمند و نيازى نيست كه دهها سال با قرينه استعمال كنند و انقلاب اسلامى ما گواه صادق اين ادّعا است زيرا امام اصطلاحات فراوانى را مطرح كردند و با گذشت مدّتى براى مردم كاملا معهود شد .
پس اين احتمال كه بيست و سه سال مجازا استعمال شده باشند قابلقبول نيست مخصوصا در الفاظى كه صبح و شام با آنها سروكار داشتند . و مسألهء ظنّ نيست تا مرحوم مظفّر بفرمايد : مظنّه در اين باب كفايت نمىكند « 1 » بلكه مسألهء اطمينان و علم عادى است كه نزد خردمندان ارزشمند است .
4 - شرط وضع تعيّنى آن است كه اين الفاظ در لسان شارع در اين معانى شرعيّه استعمال شده باشند تا كمكم حقيقت شوند ولى ما احتمال مىدهيم كه شارع مقدس تا آخر عمر اين الفاظ را در معانى لغوى استعمال مىكرد يعنى از كلمهء صلوة دعا را اراده مىكرد ، از صوم مطلق امساك را ، از حج قصد را و . . . و ساير اجزاء و شرائط و موانع و قواطع را با خطابات ديگر از قبيل لا صلوة الّا بفاتحة الكتاب ، لا صلوة الّا بطهور و . . . تفهيم مىكرد و از باب تعدّد دالّ و مدلول بود ، آنگاه با وجود اين احتمال حقيقت شرعيّه از باب سالبه به انتفاء موضوع است و راهى براى اثبات آن به طريق وضع تعيّنى نمىماند .
پاسخ : اوّلا نفس اين احتمال مضحك و نگفتنى است و ثانيا نسبت به نوع استعمالات شارع در كتاب و سنّت قابلقبول نيست . مثلا در قرآن كريم كرارا آمده كه « اقيموا الصلاة » نماز را به پا داريد ، و اگر مراد دعا بود كه اقامه كردن ندارد و افصح اين بود كه بگويد : « ادعوا » يعنى دعا كنيد ، دعا بر شما واجب است چه اينكه جدا
هامش
( 1 ) . اصول فقه ، ج 1 ، ص 37 .