گروه قبلى پاسخ دادهاند :
امّا دليل : گيريم كه اين ماهيّات قبلا هم بودهاند ولى ميان نماز اسلام با نماز مسيحيّت از لحاظ كميّت و كيفيّت و اجزاء و شروط خيلى فاصله و فرق وجود دارد و اين اختلاف در اجزاء و شروط موجب اختلاف در اصل معنى و مفهوم و ماهيّت است و در نتيجه اين ماهيّت مركّب مجعول در دين اسلام ، قبلا نبوده پس ماهيّت جديدى است و شارع اسلام آورده و نامش را نماز گذاشته و در نتيجه حقيقت لغوى نيست بلكه حقيقت شرعى است .
مرحوم آخوند در كفايه از اين استدلال اين گونه پاسخ دادهاند كه : مجرّد اختلاف نماز و حج اسلام با نماز و حج اديان گذشته ، از لحاظ اجزاء و شرائط ، موجب اختلاف در اصل ماهيّت نيست بلكه حداكثر اختلاف در مصاديق و محقّقات است و هيچ مانعى ندارد كه طبيعت واحدى داراى مصاديق متعدّد و متفاوتى باشد .
« همانند طبيعت انسان كه داراى آنهمه مصاديق مختلف است و طبيعت نور كه مشكّك است و اختلاف در مصداق در آنجا بيشتر است . »
سپس مرحوم آخوند شاهد خوبى مىآورند و آن اينكه ، در خود دين اسلام ما مىبينيم نماز كه طبيعت واحدى است به لحاظ حالات مكلّفين ، اختلاف پيدا مىكند و از نماز غرقى كه با اشاره برگزار مىشود گرفته تا نماز كامل و جامع همهء اجزاء و شرايط و همهء آنها نامش نماز است و هيچكس تفوّه نكرده كه نماز در اسلام طبايع گوناگون باشد . حال اگر اختلاف در اجزاء و شروط دليل اختلاف در اصل ماهيّت باشد بايد نماز اسلام هم صدها ماهيّت باشد . و چنين نيست پس اين دليل ناتمام است . « 1 »
اين گروه از دو دليل گروه اوّل هم پاسخ دادهاند : امّا از دليل اوّل : گيريم كه اين عبادات قديم بودند و اين معانى از قبل وجود داشتهاند ولى دليل نمىشود كه
هامش
( 1 ) . كفاية الاصول ، ج 1 ، ص 33 .