كاملا مأنوس بودهاند و اينها قديم بودند نه جديد و حادث ،
براى نمونه به آيات زير توجه كنيد :
الف : در سورهء مزمّل كه مكّى است و در اوائل بعثت نازل شده مىخوانيم :
أَقِيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاةَ
« 1 » .
ب : در سورهء مدثّر كه مكى است مىخوانيم :
قالُوا لَمْ نَكُ مِنَ الْمُصَلِّينَ
« 2 »
.
ج : در سورهء قيامت كه مكى است مىخوانيم :
فَلا صَدَّقَ وَ لا صَلَّى
« 3 »
.
د : در سورهء اعلى كه مكى است آمده :
وَ ذَكَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلَّى
« 4 »
.
و اگر اين معانى جديد و نامأنوس بود حتما پيامبر بيان مىكرد ، قرينه مىآورد ، حتما مسلمانان استفسار مىكردند كه منظور شما از صلوة و زكات و . . . چيست ؟ در حالى كه تاريخ اينها را ثبت نكرده پس معلوم مىشود اينها جديد و مستحدث نيستند بلكه قديمند .
3 - بر فرض شك كنيم كه آيا اينها جديدند يا قديم ، مىگوييم : على الفرض اين عبادات قبل از اسلام هم بوده ولى آيا عبادات اسلامى مفهوما و ماهيّتا با آنها يكى است يا ماهيّت جديد است ؟ اگر جديد باشد نياز به وضع جديد دارد و وضع جديد يا با حفظ وضع قديم است كه مستلزم تكثر و تعدد وضع و اشتراك لفظى است و يا با منسوخ و مهجور شدن وضع قديم است كه مستلزم نقل است و شك داريم كه چنين چيزى تحقّق يافته است يا نه ؟ از اصل عقلائى عدم اشتراك و عدم تعدد وضع و عدم نقل استفاده مىكنيم كه موردشان چنين موردى است كه شك در اصل نقل يا اشتراك داشته باشيم . باز نتيجهء اين اصول آن است كه اين ماهيّات قديم هستند و قبل از اسلام هم بودهاند و جديد نيستند .
و امّا گروه دوّم : اينها هم دليل بر مستحدث بودن ماهيّات آوردهاند و هم از ادلّهء
هامش
( 1 ) . سورهء مزمل ، ص 20 .
( 2 ) . سورهء مدثر ، ص 43 .
( 3 ) . سورهء قيامت ، ص 31 .
( 4 ) . سورهء اعلى ، ص 15 .