اوّلا خداى حكيم بايد بيان كند و مجمل نگويد ، البته اين قابلجواب است كه در مقام اصل تشريع بوده و در اين مقام اهمال جايز است .
و ثانيا استخدام پيش مىآيد كه از مرجع ضمير « ضمير مستتر در كتب كه به صيام برمىگردد » معنايى اراده شود كه صيام شريعت اسلام باشد و از خود ضمير معناى ديگرى اراده شود كه صيام شريعت قبلى باشد و اصل عدم استخدام است .
پس معلوم مىشود صوم همان صوم است ، ماهيّت همان ماهيّت است هرچند از نظر شكل عبادت و كميّت و كيفيّت آن خيلى فرق دارند .
يا مثلا آيه مىگويد :
وَ أَذِّنْ فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ يَأْتُوكَ رِجالًا وَ عَلى كُلِّ ضامِرٍ يَأْتِينَ مِنْ كُلِّ فَجٍّ عَمِيقٍ
« 1 » و بيانگر آن است كه عبادت حج در زمان حضرت ابراهيم عليه السّلام امرى رايج و دارج و شايع بود . و چنين نيست كه اين ماهيّت و طبيعت در شريعت اسلام حادث شده باشد .
يا مثلا آيهء ديگرى مىفرمايد :
وَ أَوْصانِي بِالصَّلاةِ وَ الزَّكاةِ ما دُمْتُ حَيًّا
« 2 » كه بيانگر اين است كه عبادت نماز و زكات در شريعت حضرت عيسى نيز بوده و از مخترعات شارع اسلام نيست . يا آيه ديگرى مىفرمايد :
وَ أَوْحَيْنا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْراتِ وَ إِقامَ الصَّلاةِ وَ إِيتاءَ الزَّكاةِ
« 3 » يعنى به همهء پيامبران الهى وحى نموديم كه كارهاى نيك انجام دهند و نماز را به پا دارند و زكات بپردازند . پس معلوم مىشود اين عبادات خيلى قبل از اسلام مطرح بودهاند و جديد نمىباشند .
2 - آيات سورههاى مكّى كه در اوائل بعثت و در اوج غربت و مظلوميّت پيغمبر نازل شده نشان مىدهد كه از همان ابتدا رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و خداى متعال اين الفاظ را در آن عبادات به كار بردهاند و مردم هم تعجّب نكردهاند و كارى عجيب و غريب ندانستهاند و نپرسيدهاند كه منظور چيست ؟ و اين نشان مىدهد كه آنها با اين معانى
هامش
( 1 ) . سورهء حج ، ص 27 .
( 2 ) . سورهء مريم ، ص 31 .
( 3 ) . سورهء انبياء ، ص 73 .