و يا اگر استعمال مىشدند مجاز بودند و در عصر شارع حقيقت شدند ؟ يا چنين الفاظى نداريم ؟
ب : الفاظى كه بر اعيان خارجى دلالت دارند مثل انسان ، آب ، درخت و . . . مورد بحث نيست .
الفاظى كه بر امور اعتبارى دلالت دارند مثل ملكيّت و زوجيّت و حريّت و . . .
جاى بحث نيست .
الفاظى كه بر عقود و ايقاعات دلالت دارند مثل : بيع و نكاح و صلح و . . . غالبا از بحث خارج است . و عمدتا محور بحث در الفاظى از قبيل صلوة و صوم و حج و زكات و . . . مىباشد .
با توجّه به اين دو نكته مىگوئيم : دربارهء حقيقت شرعيّه مباحثى به ترتيب مطرح است :
مطلب اوّل : اصولا آيا معانى و مفاهيم اين الفاظ ( صلوة و صوم و حج و . . . ) يك سلسله معانى جديد و مستحدث مىباشند كه پس از ظهور شريعت اسلام پيدا شدهاند و قبلا چنين ماهيّاتى نبوده و مردمان از آنها هيچ خبرى نداشتند ؟ يا اينها معانى قديمى هستند كه پيش از اسلام نيز در اديان و شرايع قبلى وجود داشتهاند و پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله هم كه آمد از آنها پيروى كرد و اين الفاظ را در همان معانى قديم و سابقهدار به كار برد و حدّاكثر پارهاى اجزاء و شرايط براى آنها گذاشت نه اينكه ماهيّت جديدى عرضه كند ؟ چهار احتمال وجود دارد :
1 - هم اين الفاظ و هم آن معانى و ماهيّات هردو قديم باشند يعنى در اديان قبلى هم عباداتى به عنوان صلوة و حج و . . . بوده و همين الفاظ هم بر آنها دلالت مىكرده است و شارع نيز از آنها پيروى كرده و اين الفاظ را در آن معانى استعمال كرده و اينها حقايق لغوى هستند و منظور از لغوى يعنى قبل از شريعت اسلام بودهاند چه مربوط به اهل لغت باشند و چه به پيامبران قبلى .
خارج اصول (فارسى) — صفحة 424
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٤٢٤