فصول » و كسانى خيال كردند كه ميان آن دو ملازمه است و هركس دلالت را تابع اراده دانست ناگزير بايد اراده را به نحوى در وضع دخيل بداند « برداشت مرحوم آقا ضياء و آقاى خوئى » ولى حق اين شد كه نه عينيّت است و نه استلزام و ملازمه و ربطى به هم ندارد ، بحث وضع مطلبى است و بحث دلالت مطلب ديگرى است كه گاهى از وضع سرچشمه مىگيرد و نامش دلالت وضعيّه است و گاهى از قرائن سرچشمه مىگيرد كه نامش دلالت مع القرينه است .
« پايان محور دلالت »
خارج اصول (فارسى) — صفحة 422
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٤٢٢