ب : مرحوم صاحب معالم ميان مفرد با تثنيه و جمع فرق گذاشته و چنين آوردهاند : در مفرد « مثل عين » استعمال لفظ در اكثر از معناى واحد جايز نيست ( مگر به نحو مجاز كه در مقامات بعدى خواهد آمد و فعلا كارى به حقيقت و مجاز نداريم . ) ولى در تثنيه « عينان » و جمع « عيون » استعمال در اكثر جايز است . ( به نحو حقيقت هم جايز است كه خواهد آمد )
امّا در مفرد جايز نيست به اين دليل كه از مفرد عند الاطلاق معنى به قيد وحدت متبادر است و تبادر علامت حقيقت بودن است پس لفظ عين يك بار براى چشم به قيد وحدت وضع شده و يك بار براى چشمه به قيد وحدت و . . . آنگاه با اين ويژگى همانطور كه قبلا در وجه اوّل از وجوه منع در مرحلهء دوّم ذكر شد استعمال لفظ مشترك در اكثر از معناى واحد جايز نيست زيرا مستلزم تناقض است و ارادهء « هذا وحده » با « ذاك وحده » با « هما معا » ممكن نيست .
مگر به يك صورت كه قيد وحدت را الغاء كنيم و از لفظ عين خود طبيعت چشم و چشمه و . . . را اراده كنيم تا استعمال در اكثر خالى از اشكال باشد ، و اگر اين شد طبعا استعمال مجاز خواهد بود و از باب كل و جزء هم هست يعنى لفظى كه براى كل ( معنى به قيد وحدت ) وضع شده بود ، در جزء ( معنى بدون قيد وحدت ) استعمال شده است .
و امّا در تثنيه و جمع جايز و صحيح است به اين دليل كه تثنيه و جمع به منزلهء مفردات متكّرر متعاطف بر يكديگر است ، يعنى عينان به منزلهء عين و عين است ، عيون به منزلهء عين و عين و عين است و همانگونه كه از مفردات متعدّد مىتوان معانى متعدد را اراده كرد يعنى از عين اوّل فردى از چشم را ، از عين دوّم فردى از چشمه را و . . . از تثنيه و جمع نيز مىتوان اراده كرد يعنى از عينان دو فرد از دو طبيعت ، « فردى از چشم و فردى از چشمه » يا از عيون سه فرد از سه طبيعت « فردى از چشمه ، فردى از چشم و فردى از طلا » را اراده كنيم ، ضمنا به نحو حقيقت
خارج اصول (فارسى) — صفحة 391
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٣٩١