تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خارج اصول (فارسى) — صفحة 390

مساهمون:

ص٣٩٠
معنى بكنيم . مرحلهء چهارم : حال كه استعمال لفظ در اكثر از معناى واحد تجويز شد ، آيا مطلقا اين استعمال جايز است چه در كلام مثبت و چه منفى ، چه در مفرد و چه در تثنيه و جمع ؟ يا تفصيل در كار است ؟ در اين سه مرحله سه نظريّه مطرح است : الف : عدّه‌اى ميان مثبت و منفى تفصيل داده‌اند يعنى در كلام مثبت « رأيت عينا » استعمال در اكثر را جايز ندانسته‌اند ولى در كلام منفى « ما رأيت عينا » تجويز كرده‌اند . امّا در مثبت جايز نيست : به خاطر يكى از چهار وجهى كه در مقام دوّم يا اوّل گذشت . و امّا در منفى جايز است : به خاطر اينكه نفى مفيد عموم است و ما « رأيت عينا » يعنى هيچ عينى را نديدم و لذا قابليّت دارد كه مدلولش متعدّد باشد و منظور متكلم اين باشد كه نه چشم را ديده‌ام ، نه چشمه را ، نه طلا را و . . . « اين استدلال در معالم الاصول آمده » . « 1 » نقد و بررسى : هردو بخش اين تفصيل مردود است : امّا بخش اوّل : پاسخ ما همان است كه در مرحلهء يك و دو آورديم و تمام وجوه مانعين را ردّ كرديم و امّا بخش دوّم : قبول داريم كه نفى مفيد عموم است ولى اين امر دليل بر تعدّد معنى نيست زيرا اوّلا اين افادهء عموم به حكم عقل است « نفى طبيعت به نفى جميع افراد آن است عقلا » و ربطى به وضع و استعمال ندارد . و ثانيا حرف نفى بر سر اثبات داخل مىشود و همان را كه از اثبات اراده شده بود نفى مىكند و در همان محدودهء مفيد عموم است و خود شما گفتيد از اثبات تنها يك معنى اراده مىشود و بيشتر جايز نيست . آنگاه از نفى هم نفى تمام افراد همان يك معنى اراده مىشود و اين استعمال در اكثر نيست بلكه استعمال در يك معنى است و لازمهء عقلى نفى طبيعت نفى همهء افراد همان طبيعت است و كارى به طبايع ديگر ندارد .
هامش
( 1 ) . آدرس قبلى ، ص 35 .