تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خارج اصول (فارسى) — صفحة 394

مساهمون:

ص٣٩٤
استعمال نشده زيرا مفاد هيئت اين شد كه بر ارادهء تعدّد از مفرد دلالت كند آنگاه بستگى دارد كه مفاد مفرد يا مادّه چه چيزى باشد ، اگر مفادش يك طبيعت باشد تثنيه بر دو فرد و جمع بر سه فرد از يك طبيعت دلالت دارد و اگر مفاد مادّه دو طبيعت باشد تثنيه بر دو فرد از هركدام و جمع بر سه فرد از هركدام دلالت دارد كه مدلول تثنيه و جمع است و استعمال در اكثر نيست . ( فى المثل برخى از مفردات ذاتا بر كثرت و تعدّد دلالت دارند مثلا عشره برده تا يكى دلالت دارد ، طائفه يا قوم بر گروهى دلالت دارند حال اگر اينها را تثنيه بستيم و گفتيم : عشرتان ، طائفتان و . . . كسى نمىتواند بگويد كه دو تا عشره يعنى بيست تا پس تثنيه در اكثر از معناى واحد استعمال شده ، خير تثنيه بر ارادهء دو تا از مدلول مادّه دلالت دارد و مدلول مادّه عشره و ده‌تا است و تعدّد دارد اين ربطى به هيئت ندارد . و در اين جهت هيئت تثنيه و جمع مثل الفاظ عموم است يعنى كلمهء كل براى عموم و شمول مدخول وضع شده امّا كارى با دايرهء شمول مدخول ندارد كه آيا رجل است و تمام مردان را شامل مىشود ؟ يا عالم است و دايره محدودتر است ؟ و . . . اينجا هم علامت تثنيه و جمع بر ادارهء تعدّد از مفرد دلالت دارند ولى مفاد مفرد چيست ؟ كارى ندارند . پس هيئت در اكثر استعمال نشده ) آرى اگر استعمال در اكثرى صورت پذيرفته باشد مربوط به مفرد و لفظ عين است و خود شما گفتيد ، استعمال مفرد در اكثر مجاز است نه حقيقت ، پس راهى براى اثبات مدّعاى صاحب معالم وجود ندارد كه مىگفت : استعمال تثنيه و جمع در اكثر از معناى واحد حقيقت است . ج : نظريّه حقّ آن است كه استعمال لفظ در اكثر از معناى واحد مطلقا جايز است و تفصيلى در كار نيست و در كلام مثبت و منفى و مفرد و غيره بلامانع است . مرحلهء پنجم : ايا استعمال لفظ در اكثر از معناى واحد ( كه عقلا و وضعا ممكن و