تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خارج اصول (فارسى) — صفحة 379

مساهمون:

ص٣٧٩
ايجاد شد به وجود جعلى و تنزيلى . 5 - وجدانا اگر متكلم بگويد « رأيت عينا » و منظورش چشم و چشمه هردو باشد ولى گاهى قرينهء متصلّه بياورد يعنى بگويد : « باكية و جارية » ، و گاهى قرينه منفصله بياورد و وقتى از او پرسيده شد كه مراد چشم است يا چشمه ؟ بگويد : هر دو را اراده كرده‌ام ، هم چشم و هم چشمه را ، يا از « جئنى باسد » هم حيوان مفترس را اراده كرده‌ام و هم رجل شجاع را آيا اين محذورى دارد ؟ وجدانا اشكالى ندارد و با وجود اين امر وجدانى و بديهى آن استدلال از قبيل شبهه در مقابل امر بديهى است و قابل‌اعتنا نيست . ضمن اينكه خلط ميان امور حقيقى و واقعى با امور اعتبارى و جعلى و تنزيلى است . وجه چهارم : مرحوم آقا ضياء در بيان امتناع عقلى استعمال لفظ در اكثر از معناى واحد چنين آورده‌اند : استعمال بدون لحاظ نشايد زيرا يا مقوّم آن است و يا مصحّح و مجوّز آن ، و هراستعمالى لحاظى مىطلبد ، و لحاظ لفظ به تبع لحاظ معنى است و لحاظ معنى استقلالى است و اگر دو معنى را مستقلا و جداگانه لحاظ كرد بايد به تبع هركدام لفظ را هم لحاظ كند و با توجه به اينكه يك لفظ بيشتر نيست ، اگر بخواهيم در اكثر از معناى واحد استعمال كنيم لازم مىآيد لفظ را دو بار به تبع دو معنى لحاظ كنيم و اجتماع دو لحاظ آلى در لفظ واحد محال است ( يا از باب اينكه اجتماع مثلين است كه محال مىباشد و يا از باب اينكه لحاظ يعنى تصور و علم و وجود ذهنى و دو بار لحاظ كردن يعنى دو بار در ذهن موجود شدن ، در حالى كه يك لفظ بيشتر نيست آنگاه لازم مىآيد واحد كثير شود در حالى كه از محالات است كه شىء واحد به دو وجود موجود شود ، هرشىءاى يك وجود بيشتر ندارد ( چه خارجى و چه ذهنى و در آن واحد و در ذهن واحد دو وجود ذهنى براى آن محال است . ) « 1 »
هامش
( 1 ) . نهاية الافكار ، ج 1 ، ص 104 ، و مقالات الاصول ، ج 1 ، ص 47 - 48 .