است ( جمع دو لحاظ استقلالى در آن واحد ) و مستلزم محال محال است پس استعمال كذائى محال است . « 1 »
البته در محاضرات بيان نشده كه چرا نفس قدرت ندارد كه دو معنى را جداگانه لحاظ كند ؟ ولى در كلمات بزرگان از قبيل مرحوم شهيد صدر « 2 » مرحوم محقّق اصفهانى « 3 » مرحوم امام خمينى « 4 » مسأله صدور كثير از واحد مطرح شده به اين نحو كه نفس يك حقيقت واحد بسيط است و از علّت واحد بسيط تنها يك معلول صادر مىشود و صدور كثير از واحد محال است و لحاظ فعل نفس است و صدور دو لحاظ از يك نفس در يك لحظه از محالات است .
نقد و بررسى : اين وجه نيز ناتمام است زيرا از بديهيّات است كه نفس انسان در عين وحدت و بساطت قدرت لحاظ و تصور و انتقال به دو يا ده امر را در آن واحد دارد و بهترين دليل اين است كه انسان در مقام قضيه درست كردن و حمل چيزى بر چيزى ( مثلا حمل قيام بر زيد ) هم موضوع را تصور مىكند و هم محمول را و هم نسبت را و با حفظ هرسه تصور و علم ، حكم و تصديق به ثبوت مىكند و چنين نيست كه نتواند بيش از يك امر را لحاظ و تصور كند .
يا در مقام وضع و استعمال همزمان هريك از لفظ و معنى را تصور مىكند سپس لفظ را براى معنى قرار مىدهد يا در آن استعمال مىكند يا در مقام تعريف هر يك از جنس و فصل را تصور مىكند و در تعريف ماهيّت اخذ مىكند و گرنه تعريف ممكن نيست ، استعمال ممكن نيست ، قضيه ساختن و تصديق ممكن نيست و . . . و اما داستان صدور كثير از واحد قبلا به مناسبت بحث شد كه مربوط به واحد حقيقى بسيط از جميع جهات است كه ذات خداوند مىباشد و ربطى به ساير بسائط عالم ندارد .
وجه سوم : اين وجه از محقق اصفهانى است و حاصلش با توضيحى از ما آن
هامش
( 1 ) . محاضرات ، ج 1 ، ص 206 .
( 2 ) . بحوث علم الاصول ، ج 1 ، ص 150 .
( 3 ) . نهاية الدراية ، ص 85 ، ج 1 .
( 4 ) . مناهج الوصول ، ج 1 ، ص 185 .