تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خارج اصول (فارسى) — صفحة 372

مساهمون:

ص٣٧٢
تربيت طبيعى نخست از نظر عقلى بحث كنيم كه رتبه‌اش پيش از وضع و لغت و ظاهر كلام و قواعد نحوى است و اگر عقلا استعمال لفظ در اكثر از معناى واحد محال شد نوبت به بحثهاى لفظى و ادبى نمىرسد و اگر عقلا تجويز شد نوبت به بحثهاى لفظى مىرسد كه آيا از نظر قوائد عربيت صحيح است يا خير ؟ بنابراين بجا است كه مراحلى از بحث منعقد كنيم : مرحله يا مقام اول جواز يا امتناع عقلى : آيا يا عقلا استعمال لفظ در اكثر از معناى واحد جايز است يا نه ؟ عدّهء زيادى از متأخّرين به پيروى از مرحوم آخوند حكم به عدم جواز نموده و گفته‌اند : عقلا اين استعمال از محالات است . و به وجوهى استناد كرده‌اند : وجه اوّل از مرحوم آخوند در كفايه است كه آن را با مقدّمه‌اى ذكر مىكنيم و اين مقدّمه خلاصهء بحث دربارهء حقيقت استعمال است : در نخستين بحث محور استعمال گفتيم كه در رابطه با ماهيّت استعمال دو مسلك وجود دارد : 1 - عدّه‌اى قائل به علامت و نشانه هستند و استعمال را جعل اللفظ علامة لارادة المعنى مىدانند و مىگويند : حقيقت استعمال آن است كه مستعمل لفظ را نشانهء ارادهء معنى قرار دهد . همانگونه كه راهنمايى و رانندگى فلان تابلو را علامت فلان امر قرار داده است . 2 - عدّه‌اى طرفدار مرآتيّت و آليّت و فناء هستند و مىگويند : حقيقت استعمال عبارتست از آئينه قرار دادن لفظ براى معنى و در آئينه لفظ صورت معنى را ديدن ( و به تعابير ديگر : آلت و ابزار قرار دادن لفظ براى افادهء معنى ، طريق و پل قرار دادن لفظ براى رسيدن به معنى ، وجه و عنوان قرار دادن لفظ براى معنى ، قالبيّت لفظ براى معنى ، و فانى قرار دادن لفظ در معنى . ) و دلايل اين دو مسلك قبلا عنوان شد . با توجه به اين مقدّمه مرحوم آخوند مىگويد : اگر استعمال علامت قرار دادن لفظ براى معنى بود جا داشت كسى بگويد استعمال لفظ در اكثر از معناى واحد