مىشود و امر به شىء به ملازمه عقلى امر به مقدّمات آن هم هست . ولى تمام اينها از بحث خارج است و محور بحث آن است كه دو معنى در عرض هم و مستقلا از يك لفظ اراده شوند .
د : كلمهء جواز در عنوان مسأله به چه معنى است ؟ جواز گاهى عقلى است كه منظور از آن ، امكان عقلى در قبال امتناع عقلى است ، و جايز است يعنى محذور عقلى ندارد . و گاهى لغوى و نحوى است كه منظور از آن صحّت استعمال در قبال غلط بودن آن است و جايز است يعنى از نظر قواعد عربيّت استعمال صحيح است نه غلط . و در مورد بحث ما هركدام از جواز عقلى و جواز لغوى قابل اراده شدن است و بعدا در بيان اقوال و ادلّهء نظرات خواهيم ديد كه متأخرين نوعا روى جواز و عدم جواز عقلى تكيه دارند و متقدّمان بيشتر روى جواز و منع لغوى و نحوى تكيه كردهاند .
ه : مرحوم صاحب معالم در عنوان بحث اين كلمه را افزودهاند كه : اذا كان الجمع بين المعانى ممكنا « 1 » در توضيح اين جمله مىگوئيم :
گاهى معانى گوناگون با يكديگر مغايرت دارند ولى متضادّ نيستند مثل معانى عين كه عبارتند از : چشمه ، چشم ، طلا و . . . و گاهى معانى گوناگون با يكديگر ضدّان هستند ولى ضدّانى كه قابلجمع مىباشند و ارادهء آنها از لفظ در استعمال واحد ممكن است و مستلزم اجتماع ضدّين نيست مثل بنده و آقا از كلمهء مولى ، پاكى و حيض از كلمهء قرء ، سياه و سفيد از كلمهء جون و . . . مثلا مىگوئيم : قرء از حالات زنان است و منظور ما هم حيض ديدن و هم پاك شدن است ، يا مىگوئيم : مولائى ديدم و منظورمان هم بنده و هم آقا است و ارادهء هردو سر از اجتماع ضدّين يا نقيضين در ارادهء متكلّم درنمىآورد .
ولى گاهى معانى متعدّد ضدّان هستند و قابلجمع هم نيستند چون مستلزم
هامش
( 1 ) . معالم الاصول ، ص 32 .