تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خارج اصول (فارسى) — صفحة 371

مساهمون:

ص٣٧١
ملازمه است . « 1 » و طبق بيان مذكور روشن شد كه سخن در استقلال استعمالى است نه حكمى و ضمنا ايندو عام و خاص من وجه‌اند و گاهى بدون ديگرى يافت مىشود و ملازمه ندارند . با توجه به اين نكات وارد اصل بحث مىشويم كه « جواز و عدم جواز استعمال لفظ در اكثر از معناى واحد به نحو استقلال و انفراد » باشد . آيا استعمال لفظ واحد ( پس الفاظ متعدّد خارج شد ) در استعمال واحد ( پس در دو استعمال بلامانع است ) در اكثر از معناى واحد ( پس استعمال در معناى واحد خارج شد ) به نحو استقلال و انفراد ( پس به نحو انضمام و اجتماع از بحث بيگانه است ) جايز است يا خير ؟ از قديم الايّام در اين رابطه چهار نظريّه معروف شده است : 1 - اثبات مطلق : عدّه‌اى طرفدار جوازند و مىگويند استعمال لفظ در اكثر از معناى واحد مطلقا جايز است و تفصيلات بعدى را قبول ندارند . 2 - نفى مطلق : عدّه‌اى به‌طور مطلق نافى هستند و مىگويند : استعمال لفظ در اكثر از معناى واحد مطلقا جايز نيست . 3 - عدّه‌اى ميان كلام مثبت و منفى فرق گذاشته و گفته‌اند : در كلام مثبت ( رأيت عينا ) استعمال در اكثر ممنوع است ولى در كلام منفى ( ما رأيت عينا ) جايز است . 4 - و عدّه‌اى ميان مفرد و تثينه و جمع تفصيل قائل شده‌اند و گفته‌اند : در مفرد استعمال در اكثر جايز نيست ولى در تثينه و جمع جايز است . على القاعده بايد يكايك اين اقوال را با ذكر ادلّه و پاسخها و نقد و ايرادها ، مورد بحث قرار دهيم ولى از آنجا كه برخى از استدلالها صددرصد عقلى و مربوط به حكم عقل بر جواز يا امتناع است و برخى صددرصد لفظى و لغوى و مربوط به قواعد ادبيّات عرب است ؛ بجا است اين دو مقام را از يكديگر تفكيك كنيم و به
هامش
( 1 ) . بدائع الافكار ، ص 162 .