3 - صحّت حمل و عدم صحت سلب : وقتى ما هريك از معناى چشم و چشمه و مانند آنها را موضوع قرار مىدهيم و لفظ عين را محمول قرار مىدهيم و آزمايش مىكنيم ، مىبينيم كه حمل لفظ عين بر هريك از آن معانى صحيح است و سلب لفظ عين از آن معانى غلط است . از اينجا نتيجه مىگيريم كه لفظ عين مشترك است و براى هركدام از آن معانى وضع شده است .
اين دليل نيز مبتلا به اشكال است و قبلا در باب علامات حقيقت و مجاز ذكر شد .
به عقيدهء ما بهترين دليل بر وقوع مشترك لفظى در هرزبان عبارتست از وجود اعلام شخصيّه ، مثلا در ميان مسلمانان هزاران و بلكه ميليونها نفر به نام محمّد ناميده شدهاند كه لفظ محمّد يكى است ولى ميليونها معنى و موضوعله دارد ، يا مثلا در ميان شيعيان ميليونها نفر به نام على ناميده شدهاند ، ميليونها نفر به نام فاطمه ناميده شدهاند و . . . و اينها بهترين شاهد بر تحقّق عينى اشتراك لفظى است و نيازى به استدلال ديگر نيست . در پايان مىگوئيم مواردى كه يقين داريم كه فلان لفظ مشترك لفظى است مثل مادّهء امر نسبت به شىء و طلب ، به يقين اخذ مىشود و مواردى كه يقين به عدم اشتراك لفظى داريم به يقين اخذ مىكنيم ، ولى مواردى كه شك در اشتراك لفظى داريم از اصل عقلائى عدم اشتراك استفاده مىكنيم .
4 - مقام چهارم و آخرين مطلب در اين مرحله آن است كه : اشتراك لفظى در لغات گوناگون از كجا پيدا شده و سرچشمهء وجود مشتركات لفظى در گويشهاى مختلف چيست ؟
به عقيدهء مشهور منشأ اشتراك لفظى يا وضع تعيينى و يا وضع تعيّنى است . به اين معنى كه يا روز اوّل فرد و گروه معيّنى لفظى را براى چند معنى وضع و تعيين كردند و در سايهء جعل جاعل معيّن اشتراك لفظى درست شد و يا در آغاز يك معناى حقيقى داشت و در معناى ديگر مجازا استعمال مىشد ولى در اثر كثرت
خارج اصول (فارسى) — صفحة 364
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٣٦٤