تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خارج اصول (فارسى) — صفحة 354

مساهمون:

ص٣٥٤
الْبَحْرُ مِداداً لِكَلِماتِ رَبِّي لَنَفِدَ الْبَحْرُ قَبْلَ أَنْ تَنْفَدَ كَلِماتُ رَبِّي »
« 1 » يا مىگويد : اگر دريا مركّب شود و بر آن هفت دريا افزوده شود و تمام درختان روى زمين قلم شوند و بخواهند كلمات الهى را بنگارند ، باز كلمات الهى تمام نمىشود .
« وَ لَوْ أَنَّ ما فِي الْأَرْضِ مِنْ شَجَرَةٍ أَقْلامٌ وَ الْبَحْرُ يَمُدُّهُ مِنْ بَعْدِهِ سَبْعَةُ أَبْحُرٍ ما نَفِدَتْ كَلِماتُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ
« 2 » پس معانى نامتناهى است . حال كه الفاظ متناهى و معانى نامتناهى است اگر بخواهيم براى هرمعنى لفظى قرار دهيم و تعيين كنيم لازم مىآيد بسيارى از معانى بدون لفظ بمانند ( همانند اينكه بسيارى از سرها بىكلاه شوند ) و نتوانيم آنها را افاده كنيم ، لذا براى افادهء تمام آنها ناگزيريم از اينكه پاره‌اى از الفاظ را چندمنظوره قرار دهيم و از آنها براى چندين و چند معنى استفاده كنيم تا تناسب حفظ شود و بتوانيم با همين كلمات محدود تمام آن معانى نامحدود را افاده كنيم . ( اين دليل در متن كفاية الاصول « 3 » آمده كه ما با توضيحات آورديم ) . نقد و بررسى : اين دليل ناتمام است و جوابهاى عديده‌اى مىتوان براى آن ذكر كرد : الف : ما قبول نداريم كه الفاظ و كلمات محدود باشد و ادّعا مىكنيم كه الفاظ نامتناهى است ، درست است كه كلمات و مركّبات از مواد و حروف گرفته مىشوند و حروف محدودند ولى منافاتى ندارد كه كلمات نامحدود باشند و هرروز كه مىگذرد كلمه يا كلمه‌هاى جديدترى به بازار عرضه مىشود . البته نامتناهى لايقفى است يعنى بالفعل هميشه الفاظ محدودى داريم كه فرضا بالغ بر يك ميليارد كلمه باشد ، ولى قابليّت دارد كه بر آن كلمات جديدترى افزوده شود و هرگز به جائى نمىرسيم كه نظام تكاملى الفاظ و كلمات پايان پذيرد .
هامش
( 1 ) . سورهء كهف ، 109 . ( 2 ) . سورهء لقمان ، 27 . ( 3 ) . كفاية الاصول ، ج 1 ، ص 53 .