نتيجه : هيچ دليلى بر امتناع وقوعى اشتراك لفظى وجود ندارد و حق نداريم طرفدار استحاله شويم .
3 - نظريّه سوّم : اشتراك لفظى در لغت عرب و غيره نهتنها امرى ممكن و واقع است بلكه ضرورت وقوع دارد و واجب الوجود بالعرض است و ما چارهاى نداريم جز اينكه مشترك لفظى هم داشته باشيم و در نظام الفاظ و معانى وجود مشتركات لفظى لازم و ضرورى و لا بدّ منه است « 1 » عمده دليل اين گروه آن است كه :
از طرفى الفاظ و كلمات ، محدود و متناهى هستند ، زيرا مواد و مفردات آنها كه حروف الفبا باشد محدود است ( مثلا در عربى بيست و هشت حرف است ) و طبعا مركّبات و كلماتى هم كه از اين حروف محدود تشكيل مىشود محدود و متناهى خواهد بود . ( و اگر فرضا صدهزار كلمه هم باشد باز محدود است . )
از طرف ديگر معانى نامتناهى و نامحدود است . زيرا برخى از مفاهيم و معانى كه از امور عدمى هستند و در ذهن تصوّر مىكنيم ، بخش بيشترى از مفاهيم و معانى از امور وجودىاند و در خارج هم موجودند ، و خود اينها انواعى دارد از پديدههاى مادّى و مجرّد ، و هركدام از آنها انواعى دارند و هرنوعى افرادى دارد ، مثل ميلياردها سلّولى كه در بدن ما است ، بىنهايت ريگهاى بيابان ، قطرات باران و . . . كه هركدام جداگانه قابلتصور است و مىتواند معنى و مفهوم قرار گيرد و لفظى داشته باشيم كه آن را افاده كند
و قرآن كريم نيز به اين مطلب تصريح دارد كه نعمتهاى الهى كه پديدههاى مادّى و معنوى باشد از شماره بيرون است
« وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَةَ اللَّهِ لا تُحْصُوها »
« 2 » يا مىگويد : اگر درياها مركّب شوند و بخواهند كلمات پروردگار را كه همان مخلوقات هستند ، بنويسند درياها تمام مىشود قبل از آنكه كلمات خداوند به پايان برسد .
« قُلْ لَوْ كانَ
هامش
( 1 ) . مصباح المنير ، ص 956 .
( 2 ) . سورهء ابراهيم ، 34 .