1 - معانى كثيره در عرض هم مىباشند و همهء آنها قابليّت دارند كه از لفظ اراده شوند و هيچكدام مهجور و متروك نشدهاند . مثل كلمهء عين كه هم بر چشمهء دلالت دارد و هم بر چشم و طلا و . . . نامش مشترك لفظى است .
2 - معانى گوناگون در طول هم مىباشند يعنى برخى از آنها قديم است و روزگارى لفظ در آنها به كار مىرفت و برخى جديد است كه فعلا لفظ در آنها به كار مىرود و معانى قديمه مهجور شدهاند . خود اين دو شعبه دارد :
1 - گاهى بدون مناسبت از معناى قديم به معناى جديد منتقل شده نامش مرتجل است .
2 - و گاهى با مناسبت به معناى جديد منتقل شده ، نامش منقول است كه خود شعبى دارد از قبيل : منقول لغوى و عرفى و اصطلاحى و . . .
حال بحث ما پيرامون دو قسمت است : 1 . در رابطه با ترادف 2 . دربارهء اشتراك لفظى .
امّا دربارهء ترادف : ترادف عبارت شد از اينكه چند لفظ داشته باشيم و همهء آنها بر يك معنى دلالت كنند ، مثل انسان و بشر و . . . حال دربارهء ترادف چند بحث مطرح است « 1 » :
الف : امكان ذاتى ترادف : آيا ترادف نظر به ذاتش از محالات است يا امكان ذاتى دارد ؟ ترديدى نيست در امكان ذاتى ترادف و از اينكه چند لفظ داراى يك معنى باشند هيچ محال ذاتى پيش نمىآيد نه اجتماع نقيضين مىشود ، نه ارتفاع نقيضين ، و نه دور و تسلسل لازم مىآيد .
ب : امكان وقوعى آن : آيا ترادف ممكن الوقوع است و از وقوعش محذورى پيش نمىآيد ؟ يا ممتنع الوقوع است ؟ عقيدهء جمهور محقّقان اين است كه ترادف داراى امكان وقوعى است زيرا اوّلا در مقام بعدى ثابت خواهد شد كه ترادف وقوع
هامش
( 1 ) . عمدهء اين مباحث در مفاتيح الاصول ص 19 - 21 ذكر شده است .