محمول اتحاد مصداقى دارند نه مفهومى . پس اطلاق لفظ و ارادهء صنف يا نوع از باب استعمال نيست .
در مرحلهء دوّم با عنوان اللهمّ الّا ان يقال مىفرمايد : مگر كسى بگويد : درست است كه لفظ زيد يا ضرب فردى از صنف يا نوع مىباشد ولى اگر متكلّم قصدش از « زيد لفظ » يا « ضرب فعل ماض » و . . . اين باشد كه فرد را مرات براى نوع يا صنف قرار دهد ، و با لفظ زيد يا ضرب از صنف يا نوع زيدها و ضربها حكايت كند در اين صورت همين لفظ زيد يا ضرب ، لفظ آن نوع يا صنف و دالّ بر آن مىشود و آن نوع يا صنف معنا و مدلول و مستعمل فيه خواهد بود و نظير اطلاق لفظ و ارادهء مثل مىشود كه حتما استعمال بود ، در اين دو قسم نيز استعمال صدق خواهد كرد .
در قدم سوّم با « و بالجمله » مىفرمايد : بستگى دارد كه قصد ما از اطلاق لفظ و ارادهء نوع يا صنف چه چيز باشد ؟ اگر از قبيل آنچه كه در اللّهم . . گفتيم ، باشد حتما از باب استعمال لفظ در معنى مىشود و اگر از قبيل آنچه در وهلهء اوّل گفتيم باشد حتما از باب كلى و فرد مىشود نه استعمال و حكايت و حمل اوّلى .
در آخرين گام با عبارت لكنّ الاطلاقات . . . به دو بيان ثابت مىكنند كه اطلاق لفظ و ارادهء صنف يا نوع از باب استعمال است ، يكى اينكه : اطلاقات متعارفه از باب اطلاق فرد و ارادهء كلّى نيست بلكه از نوع حكايت لفظ از معنى است . و ديگر اينكه گاهى اصلا امكان ندارد از باب كلّى و فرد باشد و حمل شايع باشد زيرا كه موضوع قضيّه اصلا خودش را شامل نمىشود مثل « ضرب فعل ماض » كه عنوان مشير به نوع ضربها است ولى شخص اين ضرب در مثال را شامل نمىشود چون اينكه فعل ماضى نيست بلكه جنبهء اسمى دارد و مبتدا است و هكذا « زيد در ضرب زيد فاعل » است شامل خود اين زيد نيست چون اين زيد مبتدا است نه فاعل پس نمىتواند لفظ زيد بما هو فرد من افراد الكلّى و مصداق من مصاديقه موضوع باشد
خارج اصول (فارسى) — صفحة 335
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٣٣٥