تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خارج اصول (فارسى) — صفحة 304

مساهمون:

ص٣٠٤

ج : اطّراد و عدم آن :

سومين علامت از علائم حقيقت و مجاز علامت اطراد و عدم اطراد است كه گفته‌اند : اطراد علامت حقيقت است و عدم اطراد علامت مجاز است . قبل از هرسخنى لازم است با مراد از اطّراد آشنا شويم : اطراد به معناى شيوع و كثرت است و مطّرد يعنى شايع و كثير ، تا اين مقدار پرواضح است ولى مهم اين است كه مضاف اليه اطراد چيست ؟ اطراد چه چيزى ؟ سه احتمال در مضاف اليه وجود دارد : 1 - اطراد تبادر : يعنى تبادر يك معنى از يك لفظ مطرد و شايع است و از هر كدام از اهل لسان بپرسيد مراد از كلمهء « آب » چيست ؟ مىگويند : فلان جسم سيال كذا و كذا است و به ذهن خاص و عام اين معنى از آن لفظ تبادر مىكند . اطّراد به اين معنى علامت مستقلى براى شناخت حقيقت از مجاز نيست بلكه مقدّمه براى تبادر است و سابقا در بحث تبادر گفتيم كه مجرّد تبادر معنى نزد يك يا چند نفر از اهل لسان علامت حقيقت نيست بلكه اطراد تبادر لازم است . 2 - اطراد تطبيق : يعنى انطباق كلى بر فرد مطرد و شايع است و اختصاص به فرد يا افرادى ندارد ، كلى بر همهء افرادش منطبق مىشود ( عموم افرادى ) بر هرفرد هم در همهء حالات مختلف او منطبق مىشود ( عموم احوالى ) ، اطراد به اين معنى هم از بحث خارج است زيرا حمل كلى بر افراد و تطبيق آن بر مصاديق از باب اطلاق و انطباق است نه از باب استعمال . و حداكثر حمل شايع درست مىشود امّا موضوع‌له چيست ؟ مستعمل فيه كدام است ؟ روشن نمىشود ، انطباق غير از استعمال است و اين مطلب در بحث اطلاق لفظ و ارادهء نوع يا صنف يا مثل يا شخص مطرح شده است . انطباق قهرى است ولى استعمال اختيارى است .