حملى نمىتواند علامت حقيقت باشد . حاصل اشكال اينكه : حمل اوّلى هم همهجا علامت حقيقت نيست بلكه در بخش مفهومىاش علاميّت دارد .
البتّه اين اشكال مبنائى است يعنى آنان كه حمل اوّلى را اعم از مفهومى و ماهوى مىدانند مبتلا به اين اشكالند امّا كسانى كه حمل اوّلى را منحصر در حمل مفهومى كنند از اين اشكال منزّه هستند .
3 - مهمترين اشكال اين علامت اشكال دور است كه در علامت تبادر نيز مطرح شد ، حاصل اشكال اين است كه : چه كسى مىتواند حيوان ناطق را ( مثلا ) موضوع قرار دهد و انسان را محمول قرار دهد سپس تجربه كند و ببيند آيا حمل صحيح است يا خير ؟ معلوم است كه جاهل به وضع نمىتواند چنين نتيجهاى بگيرد . اين علام به وضع است كه مىتواند صحّت حمل را دريابد يا صحّت سلب را ، پس صحت حمل به حمل اوّلى وابسته به علم به وضع است .
از طرف ديگر علم به وضع هم وابسته به صحت حمل است زيرا در اين علامت از همين راه مىخواهيم علم به وضع پيدا كنيم نه از راه ديگر ، پس صحت حمل وابسته به علم به وضع و علم به وضع وابسته به صحت حمل است و اين دور صريح است و دور محال و باطل است و مستلزم محال خودش هم محال است .
پاسخ اين اشكال : در باب تبادر از اشكال دور نسبت به عالم به لغت به اجمال و تفصيل پاسخ داديم در اينجا هم كسى بگويد : قبل از صحت حمل و تجربهء اين علامت ، آن معناى مشكوك به علم اجمالى ارتكازى معلوم بود پس صحت حمل بر علم اجمالى ارتكازى متوقّف است و پس از قضيه درست كردن و تجربه كردن آن معناى مشكوك ، معلوم به علم تفصيلى مىشود پس صحت حمل وابسته به علم اجمالى ارتكازى است ولى علم به وضع تفصيلا وابسته به صحت حمل است و الموقوف عليه غير الموقوف عليه پس دور نيست .
خارج اصول (فارسى) — صفحة 301
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٣٠١