مىكنيم كه انسان براى طبيعى و كلى و جامع وضع شده پس از اين راه هم اجمالا مىتوان حقيقت را فهميد .
ولى اين نظريّه نيز مردود است امّا در بخش صحت حمل به حمل اوّلى ذاتى همان اشكالهاى ثلاثة قول مشهور را دارد ، و امّا در بخش صحت حمل به حمل شايع مىگوييم : اوّلا حمل شايع همهجا ميان فرد و كلى نيست بلكه خيلى جاها ميان دو كلى مساوى يا اعم و اخص است و در آنجاها اين راه منتج نيست . ثانيا در همان مواردى هم كه ميان فرد و كلى است باز اجمالا مىفهميم كه انسان يك مفهوم عام و كلىاى دارد كه زيد هم مصداق او است ولى تفصيلا معناى انسان براى ما معلوم نمىگردد .
به عقيدهء ما هم علامت صحت حمل يا عدم صحت سلب را نمىتوانيم از علامات حقيقت و مجاز بدانيم و از خير اين علامت بايد گذشت .
خارج اصول (فارسى) — صفحة 303
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٣٠٣