حقيقى است .
و اگر ديديم به حمل اوّلى قابلحمل نيست . مجدّدا امتحان مىكنيم تا ببينيم آيا به حمل شايع صناعى صحيح است يا خير ؟ اگر نتيجهء آزمايش ، صحّت حمل بود نتيجهاش در بعض موارد فرد بودن موضوع براى معناى واقعى محمول و لفظ است و گاهى مجرّد تصادق دو كلّى در پارهاى از مصاديق است ولى معناى واقعى لفظ كدام است ؟ واضح نمىشود . و اگر چنانچه نتيجهء آزمايش منفى بود و به حمل شايع هم حمل صحيح نبود بلكه سلب درست بود به اين نتيجه مىرسيم كه معناى واقعى لفظ با معناى مشكوك مورد نظر ما صددرصد تباين دارند و اطلاق لفظ بر معناى مورد نظر حتّى به نحو مجاز نيز صحيح نيست .
اين بود بيان معناى علامت صحّت حمل و عدم صحت حمل ، حال آيا واقعا صحت حمل و عدم صحت سلب مىتواند علامت حقيقت باشد ؟ يا علاميّت ندارد ؟ و بر فرض علامت بودن آيا هرصحّت حملى علامت است ؟ يا فقط صحّت حمل به حمل اوّلى ذاتى علامت بود ؟ و صحت حمل اوّلى هم آيا تنها حمل مفهومى علامت حقيقت است ؟ يا حمل ماهوى هم مىتواند علامت باشد ؟ در اين رابطه چهار نظريه وجود دارد :
1 - صحت حمل به هردو قسم آن ( چه اوّلى ذاتى و چه شايع صناعى ) علامت حقيقت و عدم صحّت حمل به هردو قسمش علامت مجاز است . اين قول در محاضرات به بعض الاعاظم نسبت داده شده است . « 1 »
2 - صحت حمل به هردو قسمش علاميّت ندارد و از اين راه نتوان معناى حقيقى را استخراج كرد . اين قول گروهى از محقّقان متأخر از قبيل مرحوم آقا ضياء « 2 » و مرحوم آقاى خوئى « 3 » و مرحوم شهيد صدر است « 4 » .
هامش
( 1 ) . محاضرات ج 1 ص 119 .
( 2 ) . نهاية الافكار ج 1 ص 67 - 68 .
( 3 ) . محاضرات ج 1 ص 116 - 119 .
( 4 ) . بحوث فى علم الاصول ج 1 ص 168 - 169 .