تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خارج اصول (فارسى) — صفحة 299

مساهمون:

ص٢٩٩
3 - صحت حمل به حمل اوّلى ذاتى علامت حقيقت بودن است ولى به حمل شايع علامت حقيقت نيست . اين نظريّه از مرحوم آخوند « 1 » و پيروان او است . 4 - عكس قول سوّم يعنى صحت حمل به حمل اوّلى ذاتى علامت حقيقت نيست ولى به حمل شايع علامت حقيقت است اين نظريّهء صرف احتمال است و كسى از بزرگان بدان قائل نشده است ولى ساير احتمالها قائل هم دارد كه در اينجا به طرح سخنان آنها مىپردازيم : امّا رأى منتسب به مشهور : صحت حمل به حمل اوّلى ذات علامت حقيقت است و صحت حمل به حمل شايع صناعى علامت حقيقت نيست به اين بيان : اگر معناى مشكوك را موضوع قرار دهيم و لفظ را با همان معناى ارتكازىاش محمول قرار دهيم ( علت افزودن اين قيد آن است كه لفظ بدون لحاظ معنى كه حمل ندارد ، و نمىتوان گفت : اين لفظ آن معنى است زيرا لفظ از مقولهء كيف مسموع است و معنى چه‌بسا از مقولهء جوهر يا از ساير مقولات عرضى است و با يكديگر اتحاد عينيّت ندارند و لذا با قيد بما له من المعنى الارتكازى محمول قرار مىگيرد ) آنگاه اگر مشاهده كرديم كه اين لفظ با معناى مرتكز عين آن معناى مشكوك است نه غير او به اين نتيجه مىرسيم كه معناى مشكوك ( مثلا حيوان مفترس ) همان معناى حقيقى لفظ ( مثلا اسد ) است و از اين راه وضع لفظ براى معنى و حقيقت بودن لفظ در آن معنى استكشاف مىشود و تفصيلا التفات به معناى حقيقى پيدا مىكنيم . ولى اگر ميان لفظ و معناى مشكوك عينيت و حمل اولى نبود و حداكثر حمل شايع بود ( به انواعى كه قبلا در مقدمه ذكر شد ) مىگوئيم : از اين راه معناى حقيقى شناسائى نمىشود و حداكثر مىفهميم كه ميان معناى لفظ و اين معناى مشكوك ارتباطى هست ( كلى و فرد ، كلى و كلى به نحو متساوى يا اعم و اخص و . . . ) ولى به معناى حقيقى دسترسى پيدا نمىكنيم .
هامش
( 1 ) . كفاية الاصول ج 1 ص 28 .