تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خارج اصول (فارسى) — صفحة 280

مساهمون:

ص٢٨٠
پذيرفته‌اند « 1 » و آن اينكه : اشكال دور به دو وجه قابل‌جواب است كه يكى براى اهل لسان و عالم به لغت و عرب‌زبانها است و ديگرى نسبت به جاهل لغت و غير عربها : امّا نسبت به اهل لغت : مقدّمه‌اى را در باب اصطلاحات گوناگون علم اجمالى بيان مىكنيم : علم اجمالى چهار اصطلاح دارد كه به اجمال بيان مىكنيم تا به اصطلاح مورد نظر برسيم : 1 - گاهى علم اجمالى در مقابل علم تفصيلى به معناى مذكور در باب وضع به كار مىرود : در باب وضع آورديم كه هريك از لفظ و معنى بايد لحاظ و تصوّر شوند و گرنه وضع امكان ندارد و تصور معنى گاهى بنفسه و تفصيلى است يعنى خود معناى موضوع‌له در ذهن واضع تصور شده ( مثل تصور معناى زيد كه جزئى است و معناى انسان كه كلّى است . ) و گاهى بوجهه و اجمالى است يعنى خود معنى مشخّصا لحاظ نشده ولى در ضمن يك عنوان كلّى به اجمال تصوّر شده و عنوان كلّى مرآت و عنوان مشير آن قرار گرفته است . ( مثلا در ضمن اكرم كل عالم ، زيد عالم و بكر عالم و . . . نيز اجمالا و ضمنا لحاظ شده‌اند و لذا عدم اكرام آنها مجازات دارد و عرف عذر خطاكار را نمىپذيرد . ) و نيز تصور لفظ گاهى بنفسه و تفصيلى بود ( مثل تصور لفظ زيد ، لفظ انسان و . . . ) و گاهى بوجهه و اجمالى بود ( مثلا عنوان كلّى هرآنچه بر وزن فاعل باشد ، لحاظ شده و براى اسم فاعل جعل شده است خواه در ضمن ضارب باشد يا كاتب يا ناصر و . . . ) پس علم اجمالى در اين اصطلاح يعنى علم به چيزى در ضمن عنوان عام و كلّى نه مستقيما . و علم حاصل به نتيجه در ضمن كبرى از اين قسم علم اجمالى است ( مثلا وقتى فهميديم كه هرانسانى خردمند است ، ضمنا و اجمالا مىفهميم كه زيد خردمند است و . . . ) و پاسخ اصلى اشكال دور در شكل اوّل منطقى بر همين اساس
هامش
( 1 ) . كفاية الاصول ج 1 ص 25 ، نهاية الدراية ج 1 ص 69 ، جواهر الاصول ج 1 ص 220 - 224 و . . .