تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خارج اصول (فارسى) — صفحة 279

مساهمون:

ص٢٧٩
بسنده نكنند . ( البته براى فهم حقيقت از مجاز چنين است ولى براى تشخيص ظهور كه مهم هم اين است نيازى به اين مطلب نيست و راههاى ديگرى دارد كه در جاى خود بايد بحث شود . ) مطلب ششم : اشكالات تبادر : علامت بودن تبادر براى كشف حقيقت از مجاز مبتلا به اشكالاتى است كه از سوى بزرگان مطرح و مورد نقد و بررسى واقع شده است : اشكال اوّل : مهمترين اشكال تبادر اشكال دور است كه در نوع كتب اصولى مطرح شده است « 1 » . و ما نيز مطرح مىكنيم : بيان اشكال : ترديدى نيست در اين‌كه به مجرّد وضع لفظ براى معنى ، از شنيدن آن لفظ اين معنى تبادر نمىكند و وجود واقعى و نفس الامرى ، وضع علّت تبادر نيست و تبادر هم معلول اصل وضع نيست ، بلكه تبادر در گرو علم به وضع است يعنى وقتى كه فهميديم كه فلان لفظ براى فلان معنى وضع شده است ، آنگاه از شنيدن لفظ ، آن معنى تبادر مىكند پس تبادر متوقف بر علم به وضع است . از طرف ديگر شما مىگوئيد : يكى از راههاى تميز حقيقت از مجاز ، تبادر است و از راه تبادر علم به وضع پيدا مىكنيم و حقيقت از مجاز را بازمىشناسيم ، يعنى علم به وضع هم متوقّف بر تبادر است . پس تبادر وابسته به علم به وضع است و علم به وضع نيز وابسته به تبادر است و اين دور صريح است ، بنابراين علامت بودن تبادر براى علم به وضع مستلزم دور است و دور محال و باطل است و مستلزم الباطل باطل ، پس تبادر هم باطل و محال است و از اين راه حق نداريم حقيقت و مجاز را بازشناسيم . پاسخ اشكال : از اشكال دور پاسخهاى گوناگونى داده شده : پاسخ اوّل از مرحوم آخوند در كفايه است كه عدّه‌اى از محقّقان متأخر نيز
هامش
( 1 ) . هداية المسترشدين ص 44 - 45 ، الفصول الغرويّه ص 33 ، كفاية الاصول ج 1 ص 25 و . . .