تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خارج اصول (فارسى) — صفحة 249

مساهمون:

ص٢٤٩

تقسيم وضع به لحاظ لفظ موضوع

آخرين بحث در باب وضع آن است كه همانطورى كه وضع به لحاظ معناى موضوع‌له به چهار قسم تقسيم شد ( وضع و موضوع‌له هردو خاص ، يا هردو عام و . . . ) همينطور وضع به لحاظ لفظ موضوع به دو قسم تقسيم مىشود : 1 . وضع شخصى 2 . وضع نوعى و قبل از بيان اين دو قسم ، بجا است دو نكته را به عنوان مقدّمه بيان كنيم : الف : همان‌طور كه واضع در مقام وضع بايد معناى مورد نظر را لحاظ و تصوّر كند ، هكذا بايد لفظ مورد نظر خويش را نيز لحاظ كند و گرنه وضع امكان ندارد و نمىتواند بگويد : وضعت اللفظ الفلانى للمعنى الفلانى ، و همانطور كه تصور معنى دوگونه بود : گاهى بنفسه و تفصيلى بود يعنى خود معناى موضوع‌له را تصوّر مىكرد . و گاهى بوجهه و اجمالى بود يعنى معنا را در تحت يك عنوان عام و كلّى اجمالا لحاظ مىكرد و آن كلّى را وجه و مرآت اين معناى مورد نظر قرار مىداد ، هكذا تصوّر لفظ نيز دوگونه است : گاهى لفظ را بنفسه يعنى شخص لفظ را تصوّر مىكند مثلا زيد را با مادّه و هيئتى كه دارد يا انسان را با حروف و شكلى كه دارد مشخّصا تصوّر مىكند و آن را براى معنايى قرار مىدهد . و گاهى لفظ را بوجهه و اجمالا تصوّر مىكند يعنى در تحت يك عنوان كلّى لحاظ مىكند . فى المثل نمىگويد : لفظ ضارب را براى دلالت بركنندهء كار و اسم فاعل قرار دادم بلكه مىگويد : هرآنچه كه بر وزن فاعل باشد براى دلالت بر فاعل فعل قرار دادم و با اين عنوان كلى به مصاديق آن ( ضارب ، كاتب ، ناصر ، و . . . ) اشاره مىكند و اينها در ضمن آن كلّى اجمالا تصوّر مىشوند . ب : در مقام وضع لفظ براى معنى گاهى لفظ موضوع هم از لحاظ مادّه مشخّص