آنگاه خود مشهور بحثى دارند كه آيا استعمال صيغهء بعت ( مثلا ) در اخبار و انشاء هردو به نحو حقيقت است ؟ يا هردو به نحو مجاز است ؟ يا يكى حقيقت و ديگرى مجاز است ؟
عدّهاى هردو را حقيقت مىدانند و طرفدار اشتراك لفظى هستند و مىگويند :
هيچ مانعى ندارد كه لفظ بعت داراى دو معناى متضّاد باشد يك بار براى دلالت بر اخبار از نسبت مبدء به فاعل و حكايت اين نسبت وضع شده باشد و بار ديگر براى انشاء و ايجاد اين نسبت وضع شده باشد .
و عدّهاى طرفدار حقيقت و مجاز هستند و مىگويند : از آنجا كه اين جملات فعل ماضى يا مضارع مىباشند ، بالطبع با مقام اخبار تناسب دارند و اصل در آنها اخبار است نه انشاء و لذا دلالت آنها بر انشاء و استعمالشان در ايجاد مجاز مىباشد و تنها در اخبار حقيقت هستند .
و برخى نيز هردو احتمال را دادهاند كه اشتراك لفظى يا حقيقت و مجاز باشد .
و به نظر مىرسد كه اگر رأى مشهور را انتخاب كرديم همين احتمال قوى باشد زيرا ترجيح حقيقت و مجاز به حكم اينكه مجاز شايع و كثير است يا ترجيح اشتراك لفظى به حكم اينكه مجاز خلاف اصل است استحساناتى بيش نيست و در جاى خود بىارزش بودن اين ترجيحات و استحسانات به اثبات رسيده است و لذا هردو محتمل است .
2 - ولى مرحوم آخوند و پيروان او ( مرحوم ميرزائى نائينى « 1 » مرحوم آقاى بروجردى « 2 » مرحوم محقّق اصفهانى « 3 » و . . . ) معتقدند كه اخباريّت و انشائيّت نه جزء موضوعله است و نه جزء مستعمل فيه ، آنچه كه لفظ بعت ( مثلا ) براى آن وضع شده اصل نسبت مبدء به فاعل است ( بعت يعنى فروختم من ، كه فروختن را به متكلم و فاعل اسناد مىدهد ) و آنچه كه مستعمل فيه اين لفظ مىباشد نيز اصل
هامش
( 1 ) . فوائد الاصول ج 1 ص 45 - 46 .
( 2 ) . نهاية الاصول ج 1 ص 27 .
( 3 ) . نهاية الدراية ج 1 ص 62 .