تحقّقه و ثبوته و ان اتّفقا فى ما استعملا فيه ، فتأمّل . « 1 »
يعنى بعيد نيست كه باب اخبار و انشاء نيز مثل باب حرف و اسم باشد و همان گونه كه استقلالى بودن و آلى بودن در معناى اسم و حرف داخل نبود ، همينگونه اخبار و انشاء نيز در معناى جمله خبريّه و انشائيّه داخل نباشد و خبر و انشاء هر كدام كه باشند در معنى و مفهوم واحدى استعمال شدهاند ( نسبت مادّه يا مبدء به سوى فاعل ) و اخبار و انشاء بودن مربوط به مقام استعمال و از شؤون استعمال و وابسته به غرض مستعمل و مقصد متكلّم است .
اگر متكلّم در مقام حكايت از معناى جمله در ظرف خودش باشد و به قصد حكايت از واقع و خارج جمله را به كار برد خبريّه خواهد بود و اگر در مقام ايجاد نسبت با همين كلام باشد و به قصد تحقّق مضمون با همين كلام ، آن را به كار برد نامش انشائيّه خواهد بود . و گرنه ذاتا نه خبرى است و نه انشائى و فقط براى نسبت مبدأ به فاعل وضع شده و در همان استعمال مىشود و خبرى يا انشائى بودن ، تابع قصد و غرض متكلّم است .
( ضمنا همان احتمالاتى كه قبلا در كلمهء « ليراد منه معناه غير مستقّل و ليستعمل فى ما وضع له اذا لوحظ مستقّلا . . . » در باب حروف و اسماء ، ذكر كرديم و مراد مرحوم آخوند را روشن ساختيم ، همان سخنان در باب خبر و انشاء نيز مىآيد و منظور آخوند از « ليستعمل فى حكاية . . . و ليستعمل فى قصد تحقّقه . . . را روشن مىسازد و نيازى به اعاده نيست . ) اينك توضيح كلام مرحوم آخوند : جمله در تقسيمى سه دسته مىشود :
1 - جملههاى خبريّهء محضه : جملاتى كه صددرصد خبرى هستند و تنها قابليّت دارند كه با آنها از واقعيّتى حكايت و اخبار شود و در اين مقام به كار برده شوند و هرگز به درد مقام انشاء و ايجاد نمىخورند ( مثل زيد قائم ، ضرب زيد ، باع
هامش
( 1 ) . كفاية الاصول ج 1 ص 16 .