خالد و . . . يا يضرب زيد ، يسافر زيد و . . . ) اينها بالمطابقه بر ثبوت چيزى براى چيز ديگر يا نسبت مبدئى به فاعلى دلالت مىكنند و اگر در مورد ماديّات به كار روند ( همانند مثالهاى مذكور ) به حكم عقل و ملازمهء عقلى بر زمان گذشته يا آينده نيز دلالت مىكنند و گرنه قبلا به اثبات رسيد كه زمان جزء معناى افعال نيست .
2 - جملههاى انشائيّه محضه : جملاتى كه صددرصد انشائى هستند و فقط به درد مقام انشاء و ايجاد مىخورند و هرگز قابليّت خبر دادن و حكايت كردن را ندارند مانند فعل امر و نهى از قبيل اضرب ، قم ، صلّ و . . . اين دو دسته جملات از محور بحث و نزاع خارجند .
3 - جملاتى كه داراى هردو جنبه هستند يعنى هم قابليّت دارند كه در مقام اخبار استعمال شوند . هم به درد مقام انشاء مىخورند و متكلم مىتواند در مقام انشاء « و ايجاد المعنى باللفظ » از آنها استفاده كند . مانند كليّهء صيغ عقود و ايقاعات و جملاتى كه در مقام دعا يا نفرين به كار مىرود ، و جملههاى خبريّهاى كه در مقام انشاء هم به كار مىروند ، توضيح اين مثالها :
متكلّمى كه صيغهء « بعت » را به زبان مىآورد گاهى غرضش آن است كه بدين وسيله از يك كارى كه در گذشته انجام شده يا در شرف انجام است و مستقبل محقّق الوقوع است ، خبر دهد يعنى مىگويد : منزل را يك ماه قبل فروختم . و گاهى قصدش اين است كه با همين لفظ و صيغه ، انشاء بيع و تمليك كند و گرنه قبلا كارى انجام نشده و بعدا نيز كارى انجام نمىدهد . و هكذا صيغهء انكحت ، آجرت ، اعتقت ، طلّقت و . . .
يا فردى كه به ديگرى مىگويد : « هداك اللّه » ، و « فقّك اللّه و . . . » گاهى در مقام اخبار است و مىخواهد نعمتهائى را كه خدا به طرف داده بازگو مىكند و به قصد اخبار مىگويد : فلانى خداوند تو را هدايت كرده ، توفيقات الهى شامل حال تو شده و . . . و گاهى در مقام انشاء و دعا است و مىخواهد با اين جمله در حق طرف دعا
خارج اصول (فارسى) — صفحة 238
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٢٣٨