كند و گويا چنين گفته : « اللهمّ وفّقه ، اللهمّ اهده و . . . »
يا شارع مقدّس وقتى مىگويد : « يعيد صلوته ، يفعل كذا و . . . » گاهى در مقام اين است كه از آينده خبر دهد كه فلانى چنين و چنان خواهد كرد و خيلى وقتها منظورش آن است كه بايد نمازش را اعاده كند بايد فلان كار را بكند و گويا فرموده :
« اعد صلوتك ، افعل كذا و . . . »
نظير امور تكوينى كه گاهى تكوينا چيزى را ايجاد و انشاء و خلق مىكند و گاهى از آنچه آفريده و ايجاد كرده است پرده برمىدارد و رازى را برملا مىكند .
حال محور بحث اين است كه آيا در اين گونه جملات اخباريّت و انشائيّت داخل در معنى و موضوعله يا مستعمل فيه است ؟ يا خارج از موضوعله و مستعمل فيه و مربوط به مقام استعمال است ؟ بهطور خلاصه دو نظريّه در اين رابطه مطرح است :
1 - آنچه از مشهور نحويان و اصوليان تا زمان مرحوم آخوند به ما رسيده و آن را به صورت مسلّم و لا ريب فيه گرفتهاند ( و ارسلوه ارسال المسلمات ) و برخى از متأخّرين نيز آن را اختيار كردهاند ( مثل مرحوم امام در برخى از تقريرات « 1 » صاحب عناية الاصول « 2 » و . . . ) اين است كه : اخبار و انشاء بودن داخل در معناى جملهء خبريّه و انشائيّه است ، و جملههاى مذكور ( بعت ، ايّدك اللّه ، يعيد و . . . ) گاهى در اخبار و حكايت استعمال مىشوند و گاهى در انشاء و ايجاد ، و جملهء خبريّه آن است كه بر اخبار و حكايت دلالت كند ، جمله انشائيّه هم آن است كه بر انشاء و ايجاد دلالت كند و قوام خبريّه بودن به اخبار و حكايت است چه اينكه قوام انشائيّه هم به ايجاد و انشاء است و تفاوت آن دو ذاتى و ماهوى و در اصل معنى و مستعمل فيه است ، بعت در مقام اخبار ، حقيقتا با بعت در مقام انشاء متفاوت است نه اينكه فرق آن دو اعتبارى و وابسته به اراده و قصد متكلم باشد .
هامش
( 1 ) . جواهر الاصول ج 1 ص 154 .
( 2 ) . عناية الاصول ج 1 ص 27 - 28 .