ثمرهء عملى بحث از معناى حرفى
در پايان مباحث وضع حروف و هيئات و ملحقات آنها ، ثمرهء اين بحثها را عنوان مىكنند ، اگر كسى بپرسد : طرح مطلبى به عنوان مقدّمهء مباحث الفاظ و ظهورات ، بايد داراى فايده باشد و مشكلى از مشاكل آن باب را حلّ كند ، بر اين اساس بحثهاى وسيعى كه پيرامون وضع حروف و هيئات داشتيم كدام گره از گرههاى آن باب را مىگشايد ؟ و چه ثمرهاى دارد ؟ در پاسخ مىگوئيم : در كلّ علم اصول دو ثمره براى اين بحث ذكر شده است كه پيش از بيان آن دو ، سه مطلب را بيان مىكنيم :
1 - منظور از معانى حرفيّه ، خصوص معانى حروف از قبيل من ، الى ، على و . . .
نيست بلكه هركلمهاى كه داراى معناى غيرمستقل باشد و بر نسبت دلالت كند ( چه حرفى از حروف باشد مثل من كه بر نسبت ابتدائيّه دلالت مىكند و الى كه بر نسبت انتهائيّه دلالت مىكند و . . . و چه هيئتى از هيئات باشد مثل هيئت ماضى كه بر نسبت مبدء به سوى فاعل دلالت دارد و هيئت فعل امر كه بر نسبت طلبيّهء دلالت مىكند و . . . و هكذا هيئت جملههاى تركيبيّه كه بر ثبوت چيزى براى چيز ديگر دلالت مىكنند . ) داخل در عنوان معناى حرفى است .
2 - سابقا در بيان معناى حروف چند بحث مطرح شد كه بيان ثمره بر آنها مبتنى است :
الف : به عقيدهء مشهور حروف وضعشان عام و موضوعله آنها خاص بود ، مثلا واضع در هنگام وضع ، مفهوم كلّى النسبة الابتدائيّه را لحاظ كرده ولى لفظ من را براى خود اين كلّى قرار نداده بلكه براى مصاديق آن يعنى نسبتهاى ابتدائيّهء جزئيّه قرار داده است . ولى به عقيدهء مرحوم آخوند وضع و موضوعله هردو در باب حروف عام بودند يعنى لفظ من براى خود عنوان كلّى وضع شده بود ، و اين بحث