بحث پنجم : آيا هيئت ماضى و مضارع داراى وضع نوعى است يا شخصى ؟
وضع شخصى اين بود كه واضع در هنگام وضع ، لفظ موضوع را بنفسه و بشخصه تصوّر كند مثل اعلام شخصيّه ، اسماء اجناس ، حروف و موادّ مشتقّات ، وضع نوعى اين بود كه واضع لفظ را بوجهه و عنوانه تصوّر كند مثل عنوان كلّى هيئت فاعل يا مفعول كه اين را لحاظ كرده و گفته : هرآنچه را كه بر وزن فاعل باشد براى دلالت بر تلبّس ذات به وصف قرار دادم و . . . و خصوص عنوان ضارب يا كاتب و . . . را لحاظ نكرده است .
روى اين اصل مادّهء فعل ماضى و مضارع وضع شخصى دارند ولى در هيئت آنها از دو زاويه مىتوان نگريست : اگر هيئت فعل را در مقابل هيئت يفعل و فاعل و افعل و . . . در نظر بگيريم از اين زاويه وضع شخصى دارد و بر خصوصيت تحقّق يا سبق يا نسبت تحقّقى و . . . دلالت دارد و هكذا هيئت يفعل در مقابل ساير هيئات ولى اگر هيئت فعل را در برابر خصوص ضرب ، نصر ، قتل و . . . در نظر بگيريم به اين اعتبار وضع نوعى دارد يعنى واضع نيامده خصوص هيئت ضرب و نصر و . . . را جدا جدا وضع كند بلكه عنوان كلّى را لحاظ كرده و گفته : هرآنچه بر وزن فعل باشد براى دلالت بر تحقّق نسبت قرار دادم . و چون همين زاويه مدّنظر است پس تحقيق آن است كه هيئت فعل ماضى و مضارع داراى وضع نوعى مىباشد .
بحث ششم : قبلا وضع را به لحاظ موضوعله به چهار قسم تقسيم كرديم : ( 1 .
وضع و موضوعله هردو خاص باشند 2 . هردو عام باشند 3 . وضع عام و موضوعله خاص باشد 4 . به عكس سوّم . ) حال هيئت ماضى و مضارع از اين نظر داخل در كدام قسم مىباشند ؟ بهطور كلّى دو مسلك در اين باب مطرح است :
1 - مشهور برآنند كه هيئات مانند حروفند و وضعشان عام و موضوعله خاص است و همانطورى كه واضع مفهوم كلّى نسبت ابتدائى را تصور مىكرد و لفظ من را براى مصاديق نسبت ابتدائى وضع مىكرد هكذا مفهوم كلّى تحقّق يا سبق يا نسبت
خارج اصول (فارسى) — صفحة 231
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٢٣١