اشكالات اين قول : اوّلا اين بيان ماضى و مضارع اضافى و نسبى را شامل نمىشود ، بيان مطلب :
ماضى حقيقى آن است كه نسبت به زمان نطق و تكلّم ، گذشته باشد مثلا ديروز حادثهاى اتفاق افتاده و ما امروز به صورت فعل ماضى از آن حكايت مىكنيم و مىگوئيم : ضرب زيد بكرا .
و مضارع حقيقى آن است كه نسبت به زمان نطق ، آينده باشد مثلا فردا زيد مسافرت خواهد كرد و ما الان مىگوئيم : زيد يسافر غدا ،
ولى ماضى اضافى آن است كه نسبت به چيز ديگر ماضى و قبل از آن است و گرنه نسبت به زمان نطق و متكلّم ماضى نيست مثل زيد يسافر بعد شهر و قد اوصى بماله قبله كه وصيّت كردن پس از اين حاصل خواهد شد ولى نسبت به مسافرت زيد ، جلوتر است لذا به صورت ماضى مىگوئيم : « اوصى »
و مضارع اضافى آن است كه نسبت به چيز ديگر آينده است و گرنه نسبت به حال نطق مستقبل نيست مثل « جاء زيد قبل اسبوع و هو يفرح او يبكى بعده » كه پايكوبى كردن يا اشك ريختن قبل از حال خبر دادن ما است ولى نسبت به آمدن بعد است لذا به صورت مضارع آمده ،
آنگاه اگر مفاد ماضى ، تحقّق و مفاد مضارع ، ترقّب باشد لازم مىآيد در موارد ماضى و مضارع اضافى يا اصل اطلاق غلط باشد كه چنين نيست و يا از معنا و خصوصيت مذكور تجريد شود كه اين نيز مؤنة و دليل مىطلبد پس قول مذكور مادّه نقض دارد ،
و ثانيا گاهى از خود مادّهء تحقّق و ترقّب ، ماضى و مضارع ساخته و ريخته مىشود مثلا مىگوئيم : تحقّق الامر الفلانى يا اترقّب ان يعلم زيد و . . . و اگر ترقب و تحقّق داخل در معناى ماضى و مضارع باشد لازم مىآيد معناى دو جملهء مذكور مضحك و واهى شود يعنى انّى اترقّب ترقب علم زيد ، يا تحقّق تحقّق الامر
خارج اصول (فارسى) — صفحة 228
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٢٢٨