تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خارج اصول (فارسى) — صفحة 206

مساهمون:

ص٢٠٦
شده باشد بلكه يك اشاره جزئى خارجى است ولى مشار اليه متعدّد و كثير است و متبادر همين است . آنگاه حال ندا نيز حال اشاره است كه گاهى بواسطه « يا » يك نفر خوانده مىشود و منادا شخص واحد است و گاهى همهء انسانها ندا مىشود كه منادا ميلياردها انسان است ولى در هيچ‌كدام ندا در كلّى استعمال نشده بلكه در جزئى و شخص استعمال شده است ، سپس مرحوم امام مىفرمايد : مستعمل فيه در مثل يا ايها الناس جامع و كلى نيست بلكه فردى از افراد است كه به نظر عرف به افراد كثيره منحل مىشود ( نظير انحلال حكم واحدى كه به انشاء واحد انشاء شده ولى به احكام عديده منحل مىشود ) سپس مىفرمايد : و اگر مطلب مذكور مورد پسند شما نيست و از استعمال نداء در فرد و شخص ابا و امتناع داريد مىگوئيم : چه مانعى دارد كه مستعمل فيه در اين گونه موارد خود افراد باشند و حروف نداء در همهء افراد استعمال شده باشد نه در كلى و جامع ؟ تنها ايراد آن است كه استعمال لفظ در اكثر مىشود و اين هم به عقيدهء ما بلامانع است و ما استعمال در اكثر را تجويز مىكنيم و به زودى بحث آن خواهد آمد « 1 » نقد و بررسى : به اعتقاد ما فرمايشات امام در اين مورد تماما قابل‌مناقشه است : امّا ايجادى بودن معناى حروف نداء مانع از استعمال لفظ در كلى نيست زيرا همانطور كه ايجاد فرد و شخص معقول است ايجاد كلّى و طبيعى هم معقول است مگر نه اين است كه كلى طبيعى در خارج موجود مىشود وانگهى اگر هم محال باشد ايجاد تكوينى محال است نه ايجاد اعتبارى و جعلى و وجود لفظى . و امّا اينكه نداء امر واحد است و متعلّق نداء كثير است . . . ، مىگوئيم : منافاتى
هامش
( 1 ) . جواهر الاصول ج 1 ص 142 - 143 .