مرحوم امام در پاسخ فرمودهاند : اگر به درستى در اين مثال و مانند آن تأمّل كنيم خواهيم ديد كه لفظ « فى » در جامع و كلى استعمال نشده بلكه در فردى كه به نظر عرف به افراد كثيره منحل مىشود استعمال گرديده است و در توضيح مطلب فرمودهاند : لفظ عالم در مثال ( مشتق است و ) دالّ بر متلبّس به مبدء است و لفظ كل دالّ بر كثرت اجمالى است و اضافهء كل به عالم مفيد كثرت مدخول كل است و كلمهء دار بر مكان معهود دلالت مىكند بنابراين لفظ فى در جامع استعمال نشده بلكه در فرد استعمال شده ولى به نظر عرف به افراد كثيره منحل مىشود و چقدر ميان اين دو فرق است .
سپس مرحوم امام فرمودهاند : به ديگر سخن : اين مثال از باب استعمال لفظ در اكثر از معناى واحد است و آن غير از استعمال لفظ در جامع ميان افراد كثيره است و ميان آن دو فرق بسيار است ، و در توضيح مطلب فرمودهاند : اگر به جاى كل عالم فى الدار ، زيد فى الدار بگوئيم خواهيم ديد كه ميان آن دو فرقى نيست مگر اينكه در اوّلى لفظ كل هست و بر كثرت اجمالى دلالت مىكند و در دوّمى نيست و در هيچكدام لفظ فى در كلى و جامع استعمال نشده بلكه در فرد منحل به افراد استعمال شده و به عبارت ديگر در اكثر از معناى واحد استعمال شده است .
نقد و بررسى : اوّلا همانطور كه در رابطه با مثال قبل گفته آمد ، انحلال فرد به افراد كثيره براى ما معقول نيست و ثانيا توضيحات امام در اينباره وافى به مطلب نيست و ثالثا در مثال قبل فرمودند : از باب استعمال در فردى است كه عرفا منحل مىشود به افراد و در پايان فرمودند : اگر قبول ندارى از باب استعمال در اكثر است ولى در اين مثال دو بار تكرار كردهاند كه از باب استعمال در فرد منحل به افراد است و به عبارت ديگر از باب استعمال لفظ در اكثر است ، و از بيانات ايشان در مثال اوّل استفاده مىشود كه استعمال در فرد منحل با استعمال در اكثر دو مطلب در طول هم است ولى از توضيحات مثال دوّم فهميده مىشود كه اينها يك مطلب و به دو
خارج اصول (فارسى) — صفحة 208
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٢٠٨