مستعمل فيه در باب حروف و ضماير و موصولات و اسماء اشاره :
در باب حروف و ملحقات آن به مواردى اشاره شد كه مستعمل فيه در آن موارد كلّى بود مثلا در باب حروف به اخبار از مستقبل ( سوف اسير من البصرة الى الكوفه ) اشاره شد و نيز به باب انشاء ( سر من البصرة الى الكوفه ) اشاره شد ، در باب اسماء اشاره به « اعجبوا لهذا الانسان كيف يبصر بشحم . . . » اشاره شد ، در باب ضمير غايب به « يوم يعضّ الظالم على يديه » و مانند آن اشاره شده در باب ضمير مخاطب به « يا ايّها الانسان انّك كادح الى ربّك . . . اشاره شد ، در باب ضمير متكلّم به مثل « و يقول الكافر يا ليتنى كنت ترابا » اشاره شد و . . . اينك يك بحث كلّى در اين رابطه داريم كه مستعمل فيه در باب حروف و اسماء اشاره و ضمائر و مانند آن آيا هميشه كلّى و عام است ؟ يا هميشه جزئى و خاص است ؟ يا تفصيل در كار است ؟
سه مسلك در اين رابطه هست :
1 - از كلام آخوند در كفايه در باب حروف قول به تفصيل استفاده مىشود زيرا در ردّ قول كسانى كه موضوعله يا مستعمل فيه را خاص مىدانند ، از اين راه وارد شده كه : خيلى جاها مستعمل فيه در باب حروف عام و كلّى است نه خاص و جزئى . . . از اين تعبير معلوم مىشود كه به عقيدهء آخوند بعضى موارد هم وجود دارد كه مستعمل فيه خاص و جزئى است و خود مرحوم آخوند هم مشكل پيدا مىكند كه اين موارد را از چه باب بداند ؟ آيا اينها غلط هستند ؟ قطعا نه چون چنين استعمالاتى هم در قرآن آمده و هم در روايات و هم كلام عرب ، آيا اينها مجازند ؟
اين نيز مشكل است ، به چه دليل اينهمه استعمال مجاز باشد و لذا تفصيل جناب آخوند مشكل است .
2 - از كلام برخى محشّين از جمله مرحوم مشكينى استفاده مىشود كه در تمام موارد ، مستعمل فيه حروف و ضماير و اسماء اشاره عام و كلّى است و مختار ما نيز