تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خارج اصول (فارسى) — صفحة 201

مساهمون:

ص٢٠١
الف : موضوع‌له ضمير مخاطب چيست ؟ در اين رابطه مسلك مرحوم آخوند آن است كه موضوع‌له مخاطب است مثلا مفرد مذكر مخاطب را لحاظ كرده و لفظ أنت را براى همان قرار داده است و تشخّص و جزئيّت از ناحيهء خطاب و تخاطب است كه حتما بايد با كسى باشد « 1 » ولى نظر جمعى بر آن است كه ضمير حاضر براى خود خطاب وضع شده است و متبادر از انت همان خطاب است نه مفرد مذكّر و هو الحق ب : از نظر ايجادى و اخطارى بودن نيز تحقيق ايجاديّت است زيرا قبل از گفتن انت نه خطابى تحقّق داشت و نه مخاطبى و نه مخاطبى و تمام اينها با استعمال انت تحقّق يافت . ج : از نظر عموميّت وضع هم حق اين است كه وضع عام و موضوع‌له عام و مستعمل فيه عام است و از ضمير خطاب اصل خطاب متبادر است امّا مخاطب چه كسى باشد ؟ خطاب در چه زمانى باشد ؟ مخاطب چه فردى باشد ؟ خطاب به چه منظورى باشد ؟ و . . . اينها ربطى به معنايى موضوع‌له ضمير ندارد و از دايرهء موضوع له خارج است و بهترين موارد استعمال ضمير مخاطب در كلّى است مثلا در قرآن مىخوانيم :
يا أَيُّهَا الْإِنْسانُ ما غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَرِيمِ . . .
« 2 » كه مخاطب انسان و كلّى است و كرارا در اين آيات ضمير خطاب « ك » ذكر شده و خطاب به انسان است كه كلّى باشد . و نيز در روايتى از حضرت مجتبى عليه السّلام مىخوانيم . يابن آدم انّك لم تزل فى هدم عمرك منذ سقطت من بطن امّك « 3 » كه ضمير خطاب « ك » در اين فراز مكرّر تكرار شده چه به صورت ظاهر و چه مستتر و مخفى و تماما مراد فرزند آدم است كه كلّى است ، و اينها دليل آن است كه موضوع‌له عام است . و امّا راجع‌به ضمير متكلّم : در اين خصوص مرحوم آخوند در كفايه بحثى
هامش
( 1 ) . كفاية الاصول ج 1 ص 16 . ( 2 ) . سورهء انفطار / 6 . ( 3 ) . جواهر الاصول ج 1 ص 162 .