ضمائر :
يكى از ملحقات باب حروف ضمائر است ضمير يا ضمير غايب است يا ضمير حاضر و يا ضمير متكلّم و ما راجعبه هريك جداگانه بحث مىكنيم :
امّا ضمير غايب : مرحوم آخوند در كفايه الاصول ضمير غايب را نوعى از اشاره دانستهاند با اين تفاوت كه اسم اشاره براى اشاره به حاضر است ( چه دور باشد و چه متوسّط و چه نزديك ) و ضمير غايب براى اشاره به غايب است و بر همين اساس كه از سنخ اشاره است بايد مرجع ضمير قبلا ذكر شده باشد يا حقيقة و يا حكما ( مثل اعدلوا هو اقرب للتقوى « 1 » ) و وقتى از نوع اشاره شد طبعا همان مباحث باب اسم اشاره در اينجا نيز جارى و مساوى است و به عقيدهء آخوند ضمير غايب هم وضعش عام و موضوعلهاش عام است يعنى واضع مفهوم كلّى مفرد مذكر غايب را ( مثلا ) لحاظ كرده سپس لفظ « هو » را براى همان معناى عام قرار داده است و تشخّصات و خصوصيّات از دايرهء معنى بيرون است
( و در مواردى هم ضمير غايب در كلّى و عام به كار رفته است از قبيل :
يَوْمَ يَعَضُّ الظَّالِمُ عَلى يَدَيْهِ
« 2 » كه ظالم اسم جنس و كلّى است و ضمير يديه به آن برگشته و اشاره به آن دارد كه طبيعى و كلّى است . و مانند شعر شاعر :
من ذا الّذى ترضى سجاياه كلّها * كفي المرء نبلا ان تعدّ معايبه
كه ضمير معايبه به « المرء » برگشته آن اسم جنس و كلّى است )
و همين موارد و مانند آنها قرينه مىشود كه موضوعله ضمير غايب نيز مثل اسم اشاره عام و كلى باشد و حق همين است .
و امّا ضمير مخاطب : در ضمير مخاطب چه ضمير متّصل مثل ك - ك - كما - كم و . . . و چه منفصل مثل انت ، انت ، انتما ، ايّاك و . . . سه بحث اجمالى مطرح است :
هامش
( 1 ) . سورهء مائده / 8 .
( 2 ) . سورهء فرقان / 27 .