تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خارج اصول (فارسى) — صفحة 188

مساهمون:

ص١٨٨

كيفيّت وضع حروف :

تا به حال از زواياى گوناگون معناى حرفى و موضوع‌له حروف را بررسى كرديم و با مسلكهاى گوناگون در حقيقت معانى حروف آشنا شديم چه از لحاظ اصل معنى و موضوع‌له و چه از بعد اخطارى و ايجادى بودن اينك وقت آن رسيده كه تكليف معانى حروف را از نظر كيفيّت وضع روشن كنيم : سابقا وضع را به لحاظ موضوع‌له به چهار قسم تقسيم كرديم : 1 . وضع عام و موضوع‌له عام 2 . وضع خاص و موضوع‌له خاص 3 . وضع عام و موضوع‌له خاص 4 . وضع خاص و موضوع‌له عام اينكه وضع حروف از كداميك از اقسام اربعه است ؟ احتمالات در مسأله پنج احتمال است : 1 - وضع خاص و موضوع‌له خاص و مستعمل فيه خاص : واضع در هنگام وضع معناى جزئى را تصور كرده ( نسبت ابتدائيّه خاصّهء خارجيّه ميان سير و بصره را يا نسبت ابتدائى خاص ذهنى ميان سير و بصره را مثلا تصور كرده ) و كلمهء من را بر همان نسبت خاصّه و ابتداء خاص قرار داده و استعمال‌كنندگان هم از واضع پيروى نموده و لفظ من را در همان معناى خاص استعمال كرده و مىكنند . به اين احتمال دو اشكال وارد شده : اشكال اوّل اين است وضع خاص و موضوع‌له خاص در صورتى است كه معناى خاص و جزئى تفصيلا و بنفسه تصور شود و سپس لفظ براى او وضع گردد و معناى حرفى استقلالا و بنفسه قابل‌تصوّر نيست و گرنه معناى اسمى بود نه حرفى ، و چون چنين نيست وضع هم براى خصوص آن امكان‌پذير نيست . پاسخ اشكال : به نظر ما اين اعتراض وارد نيست زيرا در منطق خوانديم كه هر قضيّه و تصديقى نياز به سه تصوّر دارد يكى تصور موضوع ( زيد ) و ديگرى تصور