وجودى هم داريم مثل موجود ، واجب عالم و . . . و هركدام از اينها جداگانه وضع دارند و دانشمندان علوم مختلف از اين استعمالات بهرهمند مىشوند ،
حال چه مانعى دارد كه لفظ من هم براى مفهوم كلّى « النسبة الابتدائيّة » كه يك جامع عنوانى است وضع شده باشد ؟ ! اگر بگوئيد : عنوان « النسبة و الكذائيّة » يك عنوان اسمى است و مستقّلا قابلتعقّل است و با حقيقت معناى حرفى سازگار نيست ، در جواب مىگوئيم : اصولا در مقام وضع ، واضع هريك از لفظ و معنى را استقلالا لحاظ مىكند يعنى مىگويد : من لفظ من را براى نسبت ابتدائى ميان دو چيز قرار دادم و بعدها مستعملين مىآيند و آن را در موارد گوناگون استعمال مىكنند و از اين جهت به عقيدهء ما سخن مرحوم آخوند صاحب كفايه صحيح است با مختصر اصلاحى كه در كلام ايشان داريم كه به جاى كلمهء ابتداء يا مفهوم كلّى ابتدائيّت ، عنوان نسبت ابتدائيّه را به كار مىبريم .
و متبادر به ذهن از كلمهء من عند الاطلاق اصل نسبت ابتدائيّه است و تبادر علامت حقيقت بودن لفظ در معنى است و مشكل ترادف را اينگونه حل مىكنيم كه به جاى سرت من البصرة مىگوئيم : ابتداء سيرى البصرة و همان مفهوم را مىدهد و به جاى من كلمهء ابتداء را آورديم و از اين ناحيه هم مشكلى نيست . و بعدا هم در بحث اينكه وضع حروف از كدام قسم از اقسام وضع است مؤيّداتى از كلام ميرزاى نائينى و مرحوم آقا ضياء بر اين مطلب خواهيم آورد .
و امّا مقام دوّم : در رابطه با اخطارى يا حكائى بودن معانى حروف يا ايجادى و احداثى بودن آنها سه مسلك مطرح شد :
1 - مسلك ميرزاى نائينى اين شد كه كلّيهء حروف داراى معناى ايجادى هستند .
2 - مسلك مرحوم آقا ضياء اين شد كه جميع حروف داراى معناى اخطارى هستند .
3 - مسلك مرحوم امام و صاحب حاشيه قول به تفصيل بود كه مرحوم صاحب
خارج اصول (فارسى) — صفحة 185
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص١٨٥