نسبتهاى خارجى گاهى هستند و گاهى نيستند ، گاهى قيام براى زيد ثابت است و گاهى ثابت نيست پس نسبتها ممكن الوجودند و اگر ممكن شد به فرمودهء فلاسفه :
هرممكنى مركب از وجود و ماهيّت است و استثناءبردار نيست آنگاه چگونه مىگوئيد : نسبت داراى ماهيّت نيست و وجودى است كه ماهيّت ندارد ؟ مگر واجب الوجود است كه به حكم برهان ماهيّت نداشته باشد ؟ ! خود شما مىگوئيد :
نسبت اضعف وجودات است و على القاعده هرچه وجود ضعيفتر و محدودتر مىشود بايد حدّ و مرزش بيشتر شود و وجود ماهيّت در آن قوىتر باشد . پس قول به وجود خارجى نسبت و قول به ممكن الوجود بودن و قول به ماهيّت نداشتن آن با قول به اينكه : « كلّ ممكن زوج تركيبى له ماهيّة و وجود » تنافى دارند و قابلجمع نيستند ، مگر كسى بگويد : شأن واجب الوجود فوق ماهيّت است و شأن نسبت مادون ماهيّت داشتن است كه اينهم فوق بودن واجب قابلاثبات است ولى مادون بودن نسبت دليل مىخواهد و بلكه محال و غيرمعقول است . و نيز تاكنون شنيده و خواندهايم كه در نظام هستى و حقيقت تشكيكى مراتب وجود ، اعلى المراتب واجب الوجود و ادنى المراتب هيولاى اولى است نه نسبتها باز جمع اين دو چگونه است كه هم هيولاى اولى اضعف مراتب باشد و هم وجود نسبتها اضعف وجودات باشند ؟ !
4 - مسلك نسبت تحليلى :
مرحوم شهيد صدر در بحوث مسلك نسبيّت را اختيار كرده ولى معتقد به تعديل و اصلاح شده و فرموده : با اصلاحاتى مىتوان اين رأى را اختيار كرد و حاصل بيان ايشان اين است كه حروف براى مفهوم كلّى « النسبة » « الربط » « الاضافه » وضع نشدهاند چون اينها مفاهيم اسمى و استقلالىاند و براى ماهيّت نسبت نيز وضع نشدهاند چون نسبتها ماهيّت ندارد ، براى وجود خارجى نسبت نيز وضع نشدهاند چون مبتلا به اشكال مرحوم آقاى خوئى است ، براى وجود ذهنى و مصداق ذهنى نسبت نيز وضع نشدهاند بلكه نسبتها را سه قسم