تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خارج اصول (فارسى) — صفحة 161

مساهمون:

ص١٦١
مطرح شود و بايد بگوئيم اعلام اشخاص هم براى خصوص فرد وضع نشده است ، هرجوابى در اينجا دادند ما هم در باب نسبتها مىدهيم . و حقيقت آن است كه زيد يك وجود خارجى دارد و ذهن ما يك تصويرى از آن مىگيرد و بواسطهء اين مفاهيم با خارج آشنا و مرتبط است و كلمهء زيد را براى آن صورت و ذهنيّه قرار مىدهد و البته خود آن صورت ذهنيّه مرآت و عنوان آن هيكل خارجى و حاكى از او است ، در باب حروف هم نسبت ابتدائيه ميان سير و بصره در خارج وجود دارد ، واضع يا مستعمل صورتى از آن را در ذهن مىآورد و لفظ را براى آن وضع مىكند و نيازى به لحاظ دوباره نيست تا بگوئيد وجود ذهنى دوباره قابل لحاظ نيست . مرحوم آقاى خوئى اعتراض ديگرى هم به محقّق اصفهانى دارند و آن اين‌كه : بر فرض تنزّل و صرف‌نظر از اشكال قبلى و قبول اين مطلب كه وضع براى موجود بما هو موجود صحيح و ممكن باشد ولى باز هم يقين داريم كه حروف براى رابطه‌ها و نسبتها وضع نشده‌اند زيرا ما مىبينيم حروف در مواردى به كار مىروند و استعمالشان صحيح است ( آن هم بدون رعايت علاقه و مجازيّت ) كه تحقق نسبت در آنجاها از محالات است . فى المثل در مورد وجودهاى امكانى مىگوئيم : « الوجود للانسان ممكن » و در مورد وجود واجبى مىگوئيم : « الوجود للّه تعالى واجب » و در مورد محالات هم مىگوئيم : « الوجود لشريك البارى متنع » و در هرسه مورد از حرف لام استفاده شده در حالى كه در مثال دوّم ميان وجود واجبى با ذات او نسبتى نيست و محال است در خارج بين ذات و ذات نسبتى باشد يا در مثال سوّم كه شريك البارى در خارج ممتنع است معقول نيست كه ميان شريك البارى و وجود نسبتى باشد . اين موارد دليل آن است كه حروف براى نسبتها وضع نشده‌اند « 1 » به عقيدهء ما اين اعتراض هم وارد نيست زيرا در دو مثال مذكور در خارج ميان موضوع و محمول نسبتى
هامش
( 1 ) . محاضرات ج 1 ص 72 .
خارج اصول (فارسى) — صفحة 161 | على محمدى خراسانى