4 - منظور آخوند رحمه اللّه اين باشد كه اصل علقه وضعى در حروف و اسماء مطلق نيست و مقيّد به حال خاصى است يعنى حرف وضع شده براى ابتدائيّت ولى اين وضع مطلق و على اىّ حال نيست بلكه مخصوص حالتى است كه معنى آليّا ملاحظه شود و واضع در چنين شرايطى حرف را وضع كرده و در شرايط ديگر اسم را وضع كرده است .
بيان مطلب : از آنجا كه وضع كار اختيارى واضع است لذا مىتواند آن را مطلق بياورد و مىتواند آن را تخصيص بزند به خصوصيّتى روى اين اساس علقهء وضعى را در باب حروف به حالت خاص اختصاص داده و در باب اسماء به حالت ديگرى و لذا آلى بودن و استقلالى بودن از مقومات و قيود معنى نيستند و از حريم موضوعله خارجند بلكه از قيود و مقوّمات علقهء وضعى هستند و چون علقهء وضعى در حروف مقيّد به حالت خاصى است ( اذا لو حظ المعنى آليّا ) و در اسماء مقيّد به حال ديگرى است
لذا آنجا كه معنى آليّا ملاحظه مىشود اصلا اسم براى آن وضع نشده و ميان اسم و معنا ربطى نيست تا استعمال صحيح باشد و آنجا كه معنى استقلاليا ملاحظه مىشود حرف براى آن وضع نشده و ميان حرف و معنى ربطى نيست و لذا غلط است . و از تعبيرى كه مرحوم آخوند در باب مشتقّ دارند ( استعمال لفظ الابتداء مكان من ليس استعمالا فى غير ما وضع بل هو استعمال فيه و لكنّه من دون علقة وضعيّه . . . ) همين احتمال مستفاد است و طبق اين احتمال اشكال ترادف هم مرتفع مىشود .
نتيجه : اشكال مهمّى كه غيرقابلجواب باشد بر مسلك آخوند رحمه اللّه وارد نشد و لذا در آينده ما همين مسلك را اختيار خواهيم كرد با مختصر تفاوتى كه به جاى مفهوم كلّى ابتدائيّت عنوان النسبة الابتدائيه را خواهيم گذاشت و در بقيّه جهات با مرحوم آخوند متّفق هستيم .
خارج اصول (فارسى) — صفحة 145
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص١٤٥